زهرا شجاعی در یکصدوبیستمن نشست تخصصی ماهانه بنیاد باران:

مساله زنان یکی از ۱۰ مساله آینده جهان معاصر است

یکشنبه 13 اسفند ماه 1396 - ساعت 14:02
باید نگرش جامعه را اصلاح کرد. فیلم‌ها، تلویزیون، کتاب‌های درسی، اشعار و غیره. از اشعار دوره‌های جدیدتر بگیرید تا اشعار فردوسی که می‌گوید «زنان را همین بس بود یک هنر/ نشینند و زایند شیران نر» ماه هم نزایند، حتما شیران نر بزایند.

نشست‌های ماهانه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: یکصدوبیستمین نشست تخصصی ماهانه بنیاد باران با سخنرانی زهرا شجاعی در محل مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن برگزار شد. در ادامه متن کامل سخنرانی وی آمده است:

در ایام خجسته و مبارک دهه فجر، سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرار داریم. شایسته است که با عرض تبریک خدمت حضار محترم، درود بفرستیم خدمت روح بلند و ملکوتی معمار بزرگ انقلاب، حضرت امام (ره) و شهدای راه حق و آزاری و ایثارگران عرصه دفاع مقدس و همه کسانی که با قلم و قدم و خون خودشان، نعمت استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ایران را برای ما به ارمغان آوردند. انقلاب اسلامی ایران، حادثه بی‌بدیلی بود که در تاریخ زندگی بشر، در نوع خودش شاید نظیر و سابقه نداشت. چون اولین حکومت اسلامی در عصر غیبت کبرای حضرت ولیعصر (عج) بود. مثلا اتقلاب فرانسه در 1789، انقلاب روسیه 1917 گرچه موفق به تغییر حکومت بودند، اما این انقلاب 57 بود که با یک ایدئولوژی و اندیشه دینی، خواستار برچیده شدن نظام شاهنشاهی و تاسیس یک نظام جدیدی بود که این نظام در نوع خودش، تجربه عملی و یک کارنامه اجرایی در دنیا نداشت. بنابراین، مدیران، کارگزاران و برنامه‌ریزان این نظام، اولین تجربه تاسیس یک حکومت را ارائه می‌کردند. بحث درباره فلسفه انقلاب و ویژگی‌های آن، آثار و پیامدهای آن، چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی، رهبری انقلاب، به طور کلی کالبدشکافی انقلاب، وقت دیگر می‌طلبد و بضاعت دیگری. اما شاید از ویژگی‌های مهم و برجسته این انقلاب، مشارکت وسیع و گسترده زنان در فرایند پیروزی انقلاب بود که البته در مراحل تاسیس و تکمیل نظام، این مشارکت، خیلی وسیع و گسترده نبود. یعنی آنچنان که باید و شاید، زنان در تداوم انقلاب و در تثبیت آن، خیلی جایی نداشتند. نکته‌ای که باید این کنم، این که در دنیایی زندگی می‌کنیم که مرزهای جغرافیایی از بین رفته و ارتباطات گسترده‌ای بین جهان امروز وجود دارد. بحث جهانی شدن، تبدیل شده به دو جهانی شدن. جهان مجازی و جهان حقیقی که شاید جهان مجازی، جای بیشتری از جهان حقیقی گرفته و پیدا کرده است. بنابراین، نمی‌توانیم بدون توجه به آنچه در پیرامون و اطراف خودمان می‌گذرد، در مورد مسایل گوناگون، از جمله مسئله‌ای که مورد بحث بنده است، به آن بپردازیم. لذا پرداختن به موضوع زنان هم از منظر مسایل جهانی و بین‌المللی و هم به لحاظ نقشی که زنان در انقلاب داشتند، هم به لحاظ تحولاتی که در حوزه زنان در طی دهه‌های اخیر رخ داده، بسیار حائز اهمیت است. از طرف دیگر، پرداختن به این موضوع از باب منافع و مصالح ملی است. ابتدا این را عرض کنم و به قول معروف، دستم را بالا بگیرم به نشانه تسلیم که بحث ما اصلا بحث صنفی نیست. حتی می‌خواهم عرض کنم سیاسی هم به معنای خاص کلمه خودش نیست. بحثی است که از جهت منافع و مصالح ملی، این موضوع را مطرح می‌کنیم و تبیینی از وضعیت مدیریت زنان ارائه دهیم، موانعی که بر سر راه رشد زنان وجود دارد. راهکارهایی که به نظر می‌رسد. چون در جمع فرهیختگان و صاحب نظران و مدیران نظام جمهوری اسلامی هستیم و خوشبختانه بخشی از این افراد و حضار، هنوز هم مسئولیت‌هایی در این حوزه دارند، بنابراین لازم است به این موضوع با رویکرد علمی، به این مسئله بپردازیم. مطالبی که خدمت شما تقدیم می‌کنم با کسب اجازه از محضر جناب آقای خاتمی، این است که ابتدا یک سری مفاهیم و تعاریفی را با هم به اشتراک می‌گذاریم. بعد به علت و فلسفه آن می‌پردازیم که چرا موضوع زنان را باید جدی‌ بگیریم چون یک سوال در ذهن بعضی وجود دارد و گاهی هم بیان شده و بیان می‌شود، این است که طرح این موضوع که جدا، مسایل زنان را مطرح می‌کنید، خودش توهین به زنان است، خودش تحقیر زنان است و نوعی تبعیض است. ما برای انسان برنامه‌ریزی می‌کنیم، کار می‌کنیم، طرح این موضوع سبب می‌شود که نوع نگاه ویژه و خاصی داشته باشید. علت این که ما جدا به مساله زنان می‌پردازیم چیست؟ بعد می‌پردازیم به یک گزارش تحلیلی از وضعیت مدیریت زنان در حال حاضر و موانع پایین بودن میزان این مشارکت، و نهایتا راهکارها را خدمت شما تقدیم خواهم کرد. اجازه دهید بحث را با یک خاطره شروع کنم. شاید اواخر بهمن 75 بود که در ستاد به‌آفرین در خدمت سرور اجمندمان، جناب آقای خاتمی بودیم، نشستی بود با یکی از احزاب زنان که مطرح بودند و سابقه داشتند. آن ها سوال کردند از ایشان که اگر شما به قدرت برسید، زنان را در کابینه خود به کار می‌گیرید؟ آقای خاتمی فرمودند که نظام باید از سرمایه انسانی زنان، بهره‌مند شود. یعنی نه تنها ما زنان را به کار می‌گیریم،  بلکه زنان، سرمایه‌هایی هستند که نظام اگر بخواهد از همه ظرفیت‌های خودش استفاده کند، باید از وجود زنان در برنامه‌ریزی خودش بهره‌مند شود. با توجه به این مقدمه نسبتا کوتاه که خدمت شما عرض کردم، وارد بحث می‌شوم. اگر بخواهیم به موضوع زنان بپردازیم لازم است در درجه اول ببینیم در دنیا، مهم‌ترین چالش‌هایی که وجود دارد، چه هستند. در سازمان ملل در آخرین سال‌هایی که منجر به هزاره سوم میلادی می‌شد، در اجلاسی، حدود 15 چالش عصر حاضر را تعیین کردند. همه چالش‌ها به خاطر استفاده بیشتر از وقت را عرض نمی‌کنم. از بحث تغییرات آب و هوایی گرفته، آب سالم، جمعیت و در کنار این‌ها و یکی از مسایل مهم عصر حاضر که شاید هزاره سوم با آن مواجه است، پرداختن به وضعیت زنان است. در مجمع جهانی اقتصاد در سال 2015 هم وقتی مسائل مهم را مورد بررسی قرار دادند و احصا کردند، 10 مسئله که آینده و جهان معاصر با آن مواجه است، بحث تساوی جنسیتی یا تعادل جنسیتی را به عنوان یکی از موضوعات مهم، مد نظر قرار دادند. بنابراین دنیای امروز به موضوع زنان به عنوان یکی از 10 یا 15 چالش مهم یا چالش جدی می‌پردازد. ما هم ناگزیر هستیم که به صورت علمی و دقیق در بحث‌های برنامه‌ریزی و توسعه خودمان به آن بپردازیم. همانطور که بارها عرض کردم، برخی فکر می‌کنند از زنان در انتخابات، در پای صندوق‌ها، استفاده کنیم، کافی است. 4 دهه از انقلاب گذشته است. انقلاب به بلوغی رسیده است. مقداری جدی‌تر و اساسی‌تر و علمی‌تر باید به این مسایل نگاه کنیم. باز تاکید می‌کنم از منظر منافع و مصالح ملی. برای این که بگوییم چرا به امور زنان می‌پردازیم؟ لازم است تعریفی از امور زنان داشته باشیم. ما به چه مسائلی، مسائل زنان می‌گوییم؟ آن مسائلی که اصطلاحا در بحث‌های مطالعات زنان به آن حساس به جنسیت می‌گویند، موضوعاتی هستند که زنان به دلیل زن بودن یا محرومیت دارند یا تبعیض برای آنها قائل می‌شوند، یا دچار ظلم و عقب‌ماندگی می‌شوند و نیازمند به توجه خاص هستند. جالب است وقتی این نکته را با دقت بررسی می‌کردم، دیدم در مقدمه قانون اساسی هم به این مسئله با همین نگاه اشاره شده است. آمده که زنان به دلیل تحمل ستم بیشتر، نیازمند به استیفای حقوق بیشتر هستند. بنابراین حوزه‌هایی وجود دارد که باید به آنها پرداخته شود. جای این امور زنان در برنامه‌ریزی کلان کشور، کجا قرار می‌گیرد؟ خیلی از اساتید، استانداران، مدیران، وزاری سابق و لاحق حضور دارند. من درس پس می‌دهم در محضر شما. در برنامه‌ریزی امور کشور چهار دسته وجود دارد.  امور عمومی، دفاعی، امور اجتماعی و امور اقتصادی. دیگر نیازی هم به تعریف ندارد. امور زنان در کدام یک از این قسمت‌هاست؟ خاطرتان باشد در برنامه سوم توسعه که در آغاز دوره اصلاحات، تدوین شد در سال 1379، موضوع زنان را با تلاش و کوشش و با حمایت جدی ریاست محترم جمهور وقت، جناب آقای خاتمی وارد برنامه سوم کردیم. دیگر خیلی تلاش کردیم در بخش فرهنگ و هنر قرار گرفتیم. یعنی مسائل زنان، فقط فرهنگی دیده شد. مسئله امنیت اجتماعی، مسایل قضایی، مسئله اشتغال، مسئله نقش زنان در صرفه جویی، اینها هیچ‌کدام مورد توجه نبود. به تدریج البته در برنامه چهارم توسعه، در همه حوزه‌ها وارد شد که الان نمی‌خواهم وارد آن موضوع شوم. بنابراین می‌خواهم عرض کنم امور زنان، یک امر بین بخشی و چندوجهی است. یعنی در بحث ریشه مطالعات زنان هم می‌گویند  multidisciplinaryاست یعنی نمی‌توان گفت حقوقی است و فقط به مسئله حقوق مربوط می‌شود، فقط به مسئله امور اجتماعی مربوط می‌شود. سوال اصلی را یادآوری می‌کنیم، چرا به امور زنان می‌پردازیم؟ ما اینطور وارد انقلاب شدیم که قرار است نظامی تاسیس شود که در آن عدالت اجتماعی محقق شود. عدالت جنسیتی هم شاخه‌ای از عدالت اجتماعی است. یک شاخص HDI داریم که شاخص توسعه انسانی  است و یک شاخص GDI هم داریم که شاخص توسعه انسانی برحسب جنسیت است. مادامی که بین این دو شاخص فاصله است، یعنی شکافی وجود دارد، فاصله‌ای بین وضعیت زنان و متوسط جامعه وجود دارد، جایی، نهادی، سازمانی، کسی باید بالاخره به این موضوع فکر کند و این فاصله را پر کند. وقتی فاصله پر شد، مطمئن باشید ما دیگر سراغ کار و زندگی خودمان می‌رویم و به مسائل زنان نمی‌پردازیم. در قانون اساسی، تکلیف مشخص می‌کند. اصل 3 بند 9، بحث رفع تبعیض و ایجاد امکانات عادلانه را مطرح می‌کند. در همین اصل، بند 14، تامین حقوق همه‌جانبه را مطرح می‌کند. اصل 20، تساوی در برخورداری از حقوق زنان، اصل 21 تضمین حقوق را مطرح می‌کند. بنابراین تکلیف است برای حاکمیت، دولت و برای دلسوزان جامعه که به این مسایل بپردازند و نمی‌شود گفت همه را با یک چشم نگاه می‌کنیم. نگاه هم حتما در برنامه‌ریزی همان نگاه مردانه است. جاهایی باید توجه خاص و ویژه داشت. فقط اشاره می‌کنم، با کسب اجازه از محضر علمای حاضر در مجلس. در قرآن هم ملاحظه کنید اکثر خطاب آیات، احکام و دستورات عام است. اما جایی هم خطاب‌های خاص وجود دارد. آیه‌ای که در ابتدای برنامه تلاوت شد و به خوبی هم انتخاب شده اشاره به این نکته دارد «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ» برای تاکید مسئله ذکر می‌کند، والا می‌توانست «مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثي» نداشته باشد. مسئله زنان آنقدر مهم است که خداوند خودش راجع به زنان فتوا می‌دهد. «َیسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ» این یعنی مسئله مهمی است و باید جدی گرفته شود. حالا که مسئله زنان، چندوجهی و بین بخشی است، مسایل مختلفی وجود دارد، فقط بحث حقوق زنان نیست، حققوق زنان یکی از مسایل زنان است. اولویت‌های مسایل زنان چیست؟ برای شناخت اولویت‌ها باید ملاک داشته باشیم. چه چیزی اولویت است؟ باید بگویم براساس چه ملاک و شاخصی می‌خواهیم اولویت را انتخاب کنیم؟ ممکن است ملاک اولویت ما، فراوانی باشد. مثلا می‌گوییم از هر 10 ازدواج، 4 ازدواج به طلاق منجر می‌شود. طلاق، فراوانی پیدا کرده، مسئله مهم می‌شود. یا امری ضرورت یا فوریت پیدا می‌کند. یا اهمیت پیدا می‌کند. مثلا فرض کنید مسئله بهداشت زنان، امر ضروری است، بهداشت و سلامت زنان. یا موضوع خودکشی دختران یا اعتیاد یا بحث ایدز، فوریت دارد و باید به آن پرداخته شود. یا یک مسئله اهمیت دارد، موضوع اشتغال و بحث بیکاری زنان. بنابراین باید این ملاک‌ها تعریف شود، مشخص شود و براساس این ملاک‌ها، اولویت‌ها را احصا کنیم. این که صدای بعضی‌ها بلندتر است یا تریبونی در دست آنهاست، یک موضوع را زیاد مطرح می‌کنند، نباید برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران را دچار اشتباه کند که ذهن آنها فقط متوجه آن موضوع شود. کسانی که برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های کلان انجام می‌دهند باید همه مسایل زنان را به صورت جامع ببینند و بر حسب ماموریت و رسالت سازمانی خودشان به مهم‌ترین آنها و اولویت‌دارترین آنها بپردازند. حالا چگونه اولویت شناخته شود؟ دو راه وجود دارد. یکی این که کار تحقیقاتی صورت گیرد، داده‌هایی به دست آوریم، گزارشی ارائه شود، گزارش تحلیلی از وضعیت زنان به دست بیاید، با آن شاخص‌هایی که عرض کردم. یک راه دیگر این که از خود صاحب علت بپرسیم. یعنی از گروه هدف سوال کنیم و نیازسنجی کنیم. بگوییم مشکلات شما چیست؟ مسائل شما چیست؟ پس برای تشخیص، ما راه دوم را، نمونه کارهایی که انجام شده را عرض می‌کنم تا مقداری تصویر مشخصی از جایگاه بحث مدیریت زنان در مجموعه مسایل زنان، ترسیم کرده باشم. در سال 82، زمانی که توفیق خدمت‌گذاری در حوزه زنان را داشتم، یک کار تحقیقاتی انجام شد، تحت عنوان نیازسنجی مطالبات زنان. در این کار، 12 هزار نفر به صورت خوشه‌ای نمونه‌گیری شدند. در 10 منطقه، دختران بالای 15 سال شهری و روستایی، زنان و دختران. از خودشان سوال شد که مشکلات شما چیست؟ پاسخ‌ها چنین بود: بحث بیکاری، کمبود آزادی و امنیت، کمبود امکانات تفریحی، مشکلات اقتصادی، بحث ازدواج، تحصیلات، وجود تبعیض، اینها مسایلی بودند که از زبان خود زنان مطرح شد و بیان کردند. از آنها سوال شد که انتظارات شما چیست؟ انتظارات تقریبا پاسخ همان مشکلات بود. یعنی توسعه اشتغال، افزایش امکانات تفریحی، آزادی و امنیت، بهبود مسایل معیشتی و غیره. این‌ها، پیشنهادها و راه‌حل‌ها و انتظاراتی بود که از سوی زنان مطرح شد. بعد از حدود 12 سال، معاونت امور زنان ریاست جمهوری در دولت قبلی، در زمان مسئولیت خانم مولاوردی، شبیه چنین کاری را انجام دادند. یعنی تحقیق میدانی انجام دادند، یک سری سوال مطرح کردند. یکی از سوال‌ها این بود که فکر می‌کنید زنان در ایران با چه مشکلاتی مواجه هستند؟ اولین و مهم‌ترین مشکلی که از سوی آنها مطرح شده بود، بحث تبعیض و نابرابری است. 27 درصد تبعیض و نابرابری. بیکاری و مسئله اشتغال 22 درصد، امنیت اجتماعی زنان 21 درصد، نداشتن آزادی و حق انتخاب 16 درصد، نداشتن منزلت اجتماعی 14 درصد، فقر و محرومیت 14 درصد، پوشش و حجاب اجباری 10 درصد، ضعف استقلال فکری و شخصیتی الی آخر. اینها مشکلاتی بود که از سوی زنان مطرح شده بود و بیان کرده بودند. روش به این ترتیب بود که سوال را مطرح می‌کردند. حالا می‌خواهیم ببینیم موضوع مدیریت زنان، کجای این مسئله قرار می‌گیرد. یعنی به عنوان یکی از مشکلات. می‌شود در بخش تبعیض و نابرابری، بحث مدیریت زنان را لحاظ کرد. می‌شود در ارتباط با نداشتن منزلت اجتماعی، نداشتن آزادی و حق انتخاب، به نوعی این موضوع را مد نظر قرار داد. حالا مدیریت چیست؟ تعاریف مختلفی هست که با توجه به این که در جمع مدیران ارشد نظام هستیم، نیازی به مرور آن‌ها نیست و به بخش اصلی می‌رسم. سطوح مدیریتی در نظام ما، مختلف است. مدیریت سیاسی، مدیریت دولتی، مدیریت خصوصی و انواع مدیریت که وجود دارد. باز مدیران حرفه‌ای را به ارشد و میانی و عملیاتی تقسیم می‌کنند. مدیران سیاسی، منظور روسای قوا، وزرا، معاونان، استانداران و شهرداران هستند. این طبقه‌بندی بر اساس استاندارد بین‌المللی ایسکو است. در این طبقه‌بندی، آن چیزی که مورد نظر ماست، گروه یک است، یعنی قانون‌گذاران، مقامات عالی‌رتبه و مدیران کشور. می‌خواهیم ببینیم وضعیت زنان در این رده چگونه است. یعنی چه آماری و چه درصدی وجود دارد. فعلا به بقیه قسمت‌ها کار نداریم. مدیریت زنان در دوره اصلاحات در فاصله سال 75 تا 80 با حمایت‌های جدی که از سوی مدیران اصلاح‌طلب انجام شد، با تلاش‌ها و اقدامات عملی‌ای که انجام شد، مثل دوره آموزش طرح تربیت 300 مدیر زن (طرح ملیکا) تعداد مدیران زن از 726 نفر به 1186 نفر افزایش پیدا کرد. رشد سالانه 10.32 درصدی را داشتیم. مدیران مدارس، یعنی در وزارت آموزش و پرورش، این تعداد بیشتر است. اما اگر مدیران زن وزارت آموزش و پرورش را در نظر نگیریم، وزارتخانه‌های اقتصاد و کشور و وزارت کار، درصد مدیران اینها علیرغم تصوری که ممکن است وجود داشته باشد، نسبتا بیشتر از سایر وزارتخانه‌ها بوده است. در همین رتبه، یعنی در رتبه اول، قانون‌گذاران، مقامات کشوری و مقامات عالی‌رتبه، چنین آماری هم داریم. این آمار، نسبت اینهاست به شاغلان بالای ده سال و بیشتر. این آخرین آماری است که مرکز آمار ارائه داده مربوط به سال 90 است که البته در سال 92 منتشر شده است. سال 75، 12.8 درصد شاغلان ده سال و بالاتر، مدیران زن بودند، سال 85، به 15.4 درصد می‌رسد. اینها مربوط به دوره اصلاحات است. سال 90 باز هم رشد دارد، آثار خودش را داشته. سال 92 باز کاهش پیدا می‌کند به 15.2 درصد. تعداد مدیران زن را در حوزه‌های مختلف، معاونت امور زنان احصا کرده. حدود 3404 نفر، جمع مدیران زن است با این تفکیک که البته مثلا اعضای شوراها هم در آن آمده است. مدیران شهرداری هم در آن آمده است. متاسفانه باید عرض کنم آمار دقیق و روشن، با تعریف دقیق نداریم، به دلیل همان تعاریف مختلفی که از مدیریت وجود داشت، آمار هم متفاوت است. خیلی هم دقت و جزئی‌نگری نمی‌خواهیم کنیم. فقط می‌خواهم تصویری خدمت شما عرض کنم. شاغلان زن در طی این سال‌ها، از سال 84 تا سال 94، تقریبا نه تنها مساوی، بل که مقداری کاهش پیدا کرد. یعنی سال 1384،  نزدیک به 4 میلیون زن شاغل دارید، 3.962.000 نفر. سال 94، 3.441.000 نفر. شاغلان مرد هم که از 16 میلیون به 18 میلیون افزایش پیدا کردند. یعنی در اشتغال، رشد جمعیت را در نظر بگیرید. رشد تحصیلات زنان را در نظر بگیرید، این که نرخ بیکاری و بالا بودن بیکاری، آن هم بیکاری زنان فارغ‌التحصیل دانشگاهی، یکی از مسایل مهم است و متاسفانه به آن توجه نمی‌شود، این آمار، این مسئله را تایید می‌کند. مادامی که وضعیت شاغلان ما، چنین نموداری دارد، وضعیت مدیران هم چنین نموداری دارد. یعنی خیلی غیرطبیعی نیست. نمی‌شود انتظار داشت که مثلا کف نیروهای ما که نیروهای شاغل باشند، محدود باشند. بعد انتظار داشته باشیم که یک دفعه، مدیران افزایش پیدا کنند. بنابراین اگر می‌خواهیم به ارتقای مدیریت زنان فکر کنیم، به بهره‌مندی از وجود زنان در سیستم اداری باید فکر کنیم. به بحث اشتغال زنان باید فکر کنیم، به پایین آوردن نرخ زنان باید فکر کنیم. نه از باب تفنن، چون مستحضر هستید که زمانی، شغل برای زنان تفنن و سرگرمی بود. یک زمان بود که سال‌های نه چندان دور، ترجیح آقایان این بود که خانم‌شان شاغل نباشد. یعنی در ازدواج و خواستگاری، یک قیدش این بود که اگر هم شاغل است، نباید بعد از ازدواج شغل داشته باشد. اما الان یک امتیاز محسوب می‌شود. یعنی در ملاک‌های همسرگزینی، شغل همسر مهم است. چرا؟ چون اولا نیاز جامعه است و ثانیا آن تفکر و تصور و نگرش غلطی که وجود داشت که مگر مرد ناتوان است که نمی‌تواند خرج زندگی را بدهد که حالا خانمش برایش کار کند، از بین رفته است. از آن تفکرات سنتی خارج شده و الان امتیاز محسوب می‌شود.

چه موانعی در این راه وجود دارد که نمی توان از حضور زنان در لایه‌های مدیریتی استفاده کرد؟ خیلی دقیق، به دور از تعصب، سعی کردیم علمی برخورد کنیم، بخشی از این موانع به خود خانم‌ها مربوط می‌شود. بخشی به جامعه و فرهنگ مربوط می‌شود، بخشی هم مسایل حقوقی و مسایل سیاسی جامعه است. در بخش موانع فردی، پایین بودن اعتماد به نفس خانم‌ها و اینکه بعضی از خانم‌ها آمادگی ندارند. بعضی را عرض می‌کنم نه همه را. یا پایین بودن انگیزه. یعنی اینطور نیست که تصور کنیم تا دعوتی شود، خانم‌ها سر از پا نشناخته، برای مدیریت بروند. به دلایلی که برای خودشان مهم است، محیط ریسک‌پذیر است، به دلایلی که نگران سلامت خودشان هستند، دلایل متعددی وجود دارد. بنابراین عدم پذیرش از جانب خود زنان هم مهم است. من شاهد هستم که در زمان دولت آقای خاتمی، ایشان پیشنهاد وزارت دادند به بعضی از خانم‌ها، خانم‌ها قبول نکردند، با هر دلیلی که برای خودشان مطرح بود. این که همواره می‌گویند جفا شد و این افتخار را برای دیگران تقسیم می‌کنند، این پیشنهاد بود ولی پذیرفته نشد. گرچه موانع فرهنگی هم وجود داشت و پیغام‌هایی هم از قم رسیده بود. فقدان تجربه عملی. دور باطلی وجود دارد. از آقایان سوال می‌کنیم چرا از خانم‌ها استفاده نمی‌کنید؟ می‌گویند تجربه ندارند. چرا تجربه ندارند؟ برای این که به کار گرفته نمی‌شوند. همین داستان ادامه پیدا می‌کند. بنابراین یک واقعیت است. بله، هر مدیر ارشدی، علاقه‌مند است که کارنامه موافقی از خودش برجای بگذارد. حتا مدیران ارشد زن، در حوزه‌های مختلف که تجربه آن را داشتیم، آنچه در درجه اول برای آنها مهم است این که کارنامه موفقی از خودشان برجای بگذارند. در درجه دوم، به موضوع زنان هم می‌پردازند. بنابراین تجربه، بحث مهمی است. راهکارهای آن را هم عرض می‌کنم. فقدان یا ناکافی بودن تخصص‌های علمی و عدم همکاری و همراهی خانواده، اینها مشکلات فردی است که به خود بانوان مربوط می‌شود. همانطور که گفتم در کنار این موانع فردی، یک سری موانع اجتماعی و فرهنگی نیز وجود دارد. جمهوری اسلامی، تکلیفش را با خانم‌ها معلوم نکرده است. به خاطر همین است که می‌بینید همواره ما دستخوش تشطط آرا در تصمیم‌گیری‌های مختلف جامعه هستیم. از بحث حجاب بگیرید تا اشتغال زنان، تا موسیقی زنان، تا حضور زنان در ورزشگاه‌ها، تا اجرای کارهای هنری توسط زنان و چیزهای دیگر. بخشی مربوط می‌شود به مراکز علمی، حوزه‌های ما، آنجا که خاستگاه اندیشه دینی ماست و آنجا باید تکلیف معلوم شود که همانجا هم تفاوت وجود دارد. البته این را هم فراموش نکنیم که جمهوری اسلامی، نمی‌تواند و نباید تصمیم‌گیری‌های خودش را براساس فتاوای مراجع قرار دهد. قرار هم این نیست. فتاوای مراجع برای مقلدان آنها محترم است. جمهوری اسلامی، فقه سیاسی و تصمیم‌گیری‌های خودش را براساس نظریه ولایت فقیه، براساس نظریه فقه حکومتی انجام می‌دهد. این را قبول داریم اما می‌بینیم که اظهارنظرها تاثیرگذار است. یکجا کنسرت لغو می‌شود. یکجا حضور خانم‌ها در محیط‌های اجتماعی، تفریحی، ورزشی و غیره مورد اعتراض قرار می‌گیرد و…بنابراین ما نیازمند داشتن یک مانیفست، یک منشور، یک نظریه متقن که مورد توافق و اجماع نسبی رهبران فکری جامعه باشد، هستیم. متاسفانه این روند در طی این سال‌ها مشخص نشده است. اولین سالی که شورای فرهنگی اجتماعی زنان تشکیل شد، سال 1367 که اولین نهاد سیاست‌گذار و برنامه‌ریز در حوزه زنان بود، بنده هم توفیق داشتم عضو آن شورا بودم، با توجه به اینکه جوان‌تر بودن و کم‌تجربه‌تر، پیشنهاد کردم ما براساس چه چیزی می‌خواهیم سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کنیم؟ مانیفست ما چیست؟ منظور ما چیست؟ گفتند به به و چه چه، چقدر خوب. شروع به نوشتن منشور کردند. 17 سال نوشتن این منشور طول کشید. الان چیزی نوشته شده، ارزشمند هم هست، اما منشور نیست. فهرستی از حقوق و تکالیف زنان است. تازه همین را به مجلس بردند و آن را تصویب کردند، قانون کردند و از این، کمدی‌تر و خنده‌دارتر این است که گفتند این را جایگزین کنوانسیون رفع همه‌گونه اشکال تبعیض علیه زنان در کشورهای اسلامی قرار دهیم. یعنی فکر کنید مجموعه‌ای که براساس فقه و حقوق داخلی ما و فقه شیعه نوشته شده، می‌‌خواستند مبنای توافق کشورهای اسلامی قرار گیرد که در آنها به ندرت کشور شیعه پیدا می‌شود. در هر صورت چیزی به اسم منشور است ولی منشور نیست. با این فقدان و کمبود، مواجه هستیم. این هم کار خود ماست، یعنی انتقاد به خود می‌کنیم. ما در هر جایی هستیم، یا در حزب هستیم، باید تلاش کنیم تا چنین متنی تهیه شود. باید سمینار، کنفرانس، گفت‌وگو، جلسات گذاشته شود و اجماع نسبی‌ای به وجود آید تا همه در آن وفاق داشته باشند. نه این که دولتی بگوید دورکاری و همه به داخل خانه بروند. خانم‌ها بروند.

ما مشکل نظرات شخصی و سلیقه‌ای هم کم نداریم. مثلا یادم هست سر فیلم زندان زنان یک نفر می‌گفت به خاطر این که هنرپیشه، موهایش را از ته زده است، نمایش این فیلم در سیمای جمهوری اسلامی ایران بلامانع است و اشکالی ندارد چون آن مو خطرناک است ولی هنوز هستند و کسانی بودند که گفتند حضور زنان در راهپیمایی، خلاف شرع است چون شعار می‌دهند و صدای آنها را مرد نامحرم می‌شنود. یا صدای زن نباید شنیده شود. این تفاوت و فاصله و تعارض، فاصله خیلی زیاد دیدگاه‌ها، تکلیف زنان را مشخص نمی‌کند. بعد می‌بینیم جوانان ما روی برمی‌گردانند. جای دیگر دنبال خواسته‌های خود می‌روند. در راه‌حل‌ها عرض می‌کنم. بحث تعارض نقش‌ها، یکی دیگر از موانع اجتماعی فرهنگی است. نقش خانوادگی و نقش اجتماعی. جمع اینها کار بسیار مشکل و سختی است. حاکمیت نگرش مردسالارانه. این نگرش، اختصاص به مردها ندارد. البته در این نگرش بعضی از خانم‌ها هستند که به قول معروف از مردها مردترند. یعنی یک سقف شیشه‌ای. مطبوعات را نگاه کنید، خبرنگار، عکاس، گزارش نویسِ، خانم‌ها هستند. اما به صاحب امتیاز که می‌رسد، به مدیرمسئول که می‌رسد، در آنجا دیگر خانم‌ها نقشی ندارند. یا در حوزه‌های دیگر به همین ترتیب.

ضعف نگرش جنسی در برنامه‌ریزی‌ها از دیگر موضوعاتی بود که ما سعی کردیم اصلاح‌اش کنیم. دهه سوم انقلاب را آغاز کرده بودیم که این نگرش را به نوعی در برنامه‌ریزی‌ها دخالت دادیم. نیازهای زنان متفاوت است. اگر می‌گوییم در عالم خلقت، زن و مرد با هم تفاوت دارند و این تفاوت را به رسمیت می‌شناسیم، در عیم حال می‌گوییم این تفاوت نباید منشا تبعیض شود. ولی باید در جایی دیده شود، در برنامه‌ریزی، در سیاست‌گذاری، در دادن امکانات و فرصت‌ها. منظور از نگرش جنسیتی یعنی نقش اجتماعی و فرهنگی که زنان و مردان در جامعه ایفا می‌کنند. جذب نامناسب نیروی کار، موانع سیاسی و حقوقی از جمله این مشکلات هستند. برای زنان در کجا تصمیم‌گیری می‌شود؟ محوریت با کجاست؟ شورای فرهنگی اجتماعی زنان؟ که دیگر سالبه به انتفا موضوع است. یک زمانی هم بود که هیچ نهادی برای زنان نبود. 10 سال گذشت، یک دهه هیچ کس توجهی به زنان نداشت، سال 1367 شورای فرهنگی اجتماعی زنان تشکیل شد که در آیین نامه آن آمده است، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در مسائل فرهنگی اجتماعی زنان، این شورا تشکیل می‌شود. الان که مجمع تشخیص مصلحت داریم سیاست‌های کلان کشور نوشته  می‌شود. همان شورا همه سیاست‌ها را نوشته، تصویب کرده و به شورای عالی انقلاب فرهنگی داده، دیگر چه ضرورتی دارد؟ جز دفتر و نیرو و امکانات. من صراحتا خدمت خواهر عزیزم خانم بروجردی که یکی از نمایندگان رئیس جمهور در این شورا هستند، عرض کردم بررسی کنید، چه لزومی دارد این نهاد ادامه پیدا کند. در مورد کارآمدی و مفید بودن آن، بررسی کنید، اگر نیاز نیست، آن را جمع کنید. چه اشکالی دارد؟ در عوض این نوع مراکز دولتی،‌ من به نهادسازی تاکید دارم. سال 74 در آموزش و پرورش، ستاد امور بانوان تشکیل شد. سال 68 در وزارت کشور، کمیسیون بانوان تشکیل شد. در سال 70، دفتر امور بانوان. مثل کسی که می‌خواهد خانه بسازد، پول ندارد، یک اتاق و آشپزخانه می‌سازد، بعد دوباره پولدار می‌شود چیز دیگری می‌سازد. وضعیت تشکیلات دولتی امور زنان، این‌گونه است. نه با هم هماهنگی دارد نه ارتباطش تعریف شده است، نه ماموریت‌هاشان از یک جای مشخص و متمرکزی صادر شده است. این تعدد مراکز، بستگی دارد به اینکه اگر افرادی هم‌همفکر و هم‌خط باشند، مثلا من و خانم بروجردی و خانم محتشمی ، کارها خوب پیش می‌رود. اگر یک ذره آدم‌ها عوض شوند، ببینید چه کش مکشی صورت می‌گیرد، سر بودجه، سر سفرهای استانی، سر تصمیم‌گیری‌ها و… بحث دیگر نهاد فراقوه‌ای است که مقام رهبری هم فرمودند و تایید کردند، جهت اطلاع و محض ریا، پیشنهاد من بود، قبل از آن اگر می‌گوییم موضوع زنان، بین بخشی است، بنابراین نهادی هم که می‌خواهد بپردازد که  فقط نباید در قوه مجریه باشد. آن هم دو سه جا در قوه مجریه. جایی فراقوه‌ای باید باشد که به همه امور بپردازد، هم سیاست‌گذاری، هم تعیین راهبردها، هم برنامه‌ریزی، هم نظارت، هم رصد کردن. اجرا برعهده دستگاه‌های اجرایی است. این هم یکی از موانع و مشکلات است.

بحث دیگری که مایلم به آن بپردازم این است که احزاب در حوزه زنان چه می‌کنند؟ که یکی از آنها هم خود ما باشیم. اصلا چرا این همه حزب داریم؟ اصلا چه بلایی سر تحزب در کشور ما آمدده است؟ چقدر به موضوع تجزب پای‌بند هستیم؟ اصلا چه معنا دارد این همه حزب اصلاح‌طلب داریم؟ این علامت چیست؟ اگر قرار است حزب، مجموعه‌ای باشند همفکر که با هم برنامه‌ریزی می‌کنند و کادرسازی می‌کنند و آموزش می‌دهند، آیا این جز این است که استبداد رای و استبدادزدگی هنوز در خون ما وجود دارد که به قول همان لطیفه اول انقلاب، سه نفر می‌شویم حزب تشکیل می‌دهیم، 4 نفر می‌شویم نشریه می‌دهیم، 5 نفر می‌شویم منشعب می‌شویم. اقلیت و اکثریت. این که کار جمعی بلد نیستیم. این که گفت‌وگو با یکدیگر را نیاموختیم، این که تحمل و مدارا نداریم، بنابراین این از وجود احزاب متعدد است. البته خوشبختانه در حوزه زنان، چهار حزب اصلاح‌طلب، بیشتر نداریم. خیلی هم با هم هماهنگ هستیم. اطلاع هم بدهم و خبر خوب هم بدهم که با هم جمع شدیم و شورای سیاست‌گذاری تشکیل دادیم. با هم کار می‌کنیم. اولین اقدام عملی ما هم همین اطلاعیه‌ای بود که برای 22 بهمن صادر کردیم. اما رسالت حزب، کادرسازی و تربیت نیرو است. آموزش دادن است. نه این که فقط شلوغ کند و سر و صدا کند، جنجال ایجاد کند، تشنج به وجود آورد، یا فقط موقع انتخابات فعال شود و کرکره را تا انتخابات بعدی، پایین بکشد. این هم ضعف عملکردی احزاب در حوزه زنان که عرض کردم.

تفاوت و تعارض دیدگاه‌های سیاسی، سرفصل دیگری است که می‌خواهم راجع به آن صحبت کنم. در حوزه جایگاه و نقش زن، این تفاوت وجود دارد. تحصیلات زنان، موفقیت زنان در دانشگاه‌ها به عنوان یکی از بدبختی‌های جامعه از تریبون نماز جمعه مطرح می‌شود. همان تحصیلی که می‌گویند طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمه، همین علم و دانشی که سرمایه یک انسان است، در تریبون نماز جمعه به عنوان یکی از بدبختی‌های جامعه، البته قریب به این مضمون، مطرح می‌شود. این یک دیدگاه است. دیدگاهی هم تشویق و توصیه می‌کند به آموزش زنان. از علم و دانش بگیرید تا حوزه ورزش، موسیقی، حجاب، اشتغال و الی آخر. وجود برخی قوانین و مقررات تبعیض‌آمیز و ضعف عملکردی دستگاه‌های نظارتی یکی از موانع مهم پیش روی ما زنان است. مجلس، دستگاه نظارتی است. چند گزارش شنیدیم و دیدیم از این مجلسی که به آن امید بستیم و فراکسیون امید در آن است؟ دو سال هم گذشته، دو سال بعدی هم سریع‌تر می‌گذرد. کدام دستگاه، کدام عملکرد از کدام بخش اجرایی را رصد کردند و گزارش خواستند، نظارت کردند.

موضوع بعدی، نگرش تهدیدآمیز به نهادهای مدنی است. یکی از مراکزی که می‌تواند در ترتیب، رشد، جامعه‌پذیری، تربیت مدیران سیاسی و مدیران زن کمک کند، نهادهای مدنی و NGOها هستند. برخی، این‌ها را خطر محسوب می‌کنند. بگذریم از این دولت که مقداری وضعیتش بهتر است ولی در یک زمان، به عنوان این که ممکن است موجب فروپاشی شوند به آن‌ها نگاه می‌شد و یا اگر با یک نهاد بین‌المللی کار می‌کرند که جاسوس بودند. این نگاه تهدیدآمیز، مانع می‌شود از فعالیت زنان. حالا چه باید کرد؟ به اعتقاد بنده، کارهایی که می‌شود به صورت دقیق و عملیاتی انجام داد، مثلا اینکه ما یک بانک اطلاعات جامعه از زنان توانمند نداریم. همیشه وقتی دولت تشکیل می‌شود، ما را سر کار می‌گذارند، دیگر البته سر کار نمی‌رویم و فهمیدیم. البته دیر فهمیدیم. به ما لیست بدهید. کدام یک از این لیست‌ها مورد توجه قرار گرفته است؟ پست و مقام گرفتن با آن همه تلاش و کوشش و لابی کردن اصلا به لیست کار ندارد. آنقدر عوامل جانبی وجود دارد و عوامل غیر منطقی وجود دارد در احراز مشاغل و پست‌ها که اصلا کسی به لیست توجه نمی‌کند. در همان لیست‌ها هم اگر داده شده در گذشته، سلیقه‌ای بوده است. یعنی باید یک سری شاخص و معیار درآید و مشخص شود و بگوییم این افراد به درد این کارها می‌خورند. این سابقه را دارند. یک بانک اطلاعاتی. همان کاری که برای اولین بار و فکر می‌کنم همان یک بار در دولت اصلاحات انجام شد، آقای خاتمی خاطرشان هست. یک بانک اطلاعات مدیران تهیه شد، شاخص‌ها مشخص شد، مدیر درجه یک، مدیر درجه دو، خدا آقای مهندس باقریان را حفظ کند. ایشان این زحمت را کشیدند و انجام دادند. بعد بقیه مدیران کمک کردند. ما در حوزه زنان، نیازمند چنین بانک اطلاعاتی هستیم. دوم این که باید یک برنامه جامع عملیاتی و واقع‌گرایانه در ارتباط با رشد، ارتقا و توسعه وضعیت زنان تدوین شود.  زنان باید در همه سطوح برنامه‌ریزی‌های کلان کشور لحاظ و دیده شوند. قوانین و مقررات تبعیض‌آمیز باید اصلاح شوند. من مدام گزارش عملکرد می‌دهم، منظوری ندارم. کاری در دوره مسئولیت‌مان در خدمت آقای خاتمی انجام دادیم، موارد اصلاح قانون را به دولت بردیم. مثلا ماده‌ای که می‌گوید ریاست از خصایص مرد است و مرد هرگاه که بخواهد، می‌تواند زن خود را طلاق دهد. این متن قانون مدنی جمهوری اسلامی است. یکی این بود. یکی بحث اشتغال بود. از این چیزها زیاد داریم که با ادبیات سخیفی که جوان‌های ما اینها را می‌خوانند، معترض می‌شوند. خدمت ایشان بردیم، با حمایت جدی ایشان تایید می‌شد، لایحه می‌شد و به مجلس می‌رفت. یک بار ایشان به ما فرمودند که شما به جای این که موارد اصلاحیه بیاورید، یک مجموعه به صورت یک بسته و پکیج و به قول خودشان به صورت یک بغچه، مجموعه‌ای از قوانین را بیاورید، یک باره و همه‌جانبه هم بیاورید. ما طرحی تحت عنوان طرح بررسی نظام جامع حقوق و قضایی زنان تهیه کردیم، گفتیم این را چه کسی انجام دهد که هم شورای نگهبان بپذیرد و هم به بی‌دینی متهم نشویم. به دانشگاه مفید قم سفارش دادیم که هم جنبه حوزوی داشت و هم جنبه کلاسیک و آکادمیک. خدا رحمت کند آقای دکتر قربانی که در فاجعه منا به شهادت رسیدند، ایشان مدیر پروژه ما بودند. این کار را انجام دادند. کار سه سال طول کشید. کار بسیار جامعی بود. منتها متاسفانه زمانی آماده شد که دیگر دولت ما به پایان رسیده بود. حتی متن لایحه هم آماده شد. یعنی عنوان لایحه‌اش این بود: اصلاح پاره‌ای از قوانین و مقررات مربوط به زنان. چون ما می‌خواستیم آنها را موردی بیاوریم، آقای انصاری پیشنهاد کردند و گفتند نه، شما یک لایحه بیاورید که در آنفکر می‌کنم حدود چهل بند برای اصلاح قوانین آماده بود. دولت بعدی آمد، دو دستی تقدیم کردیم. گفتیم این نه سیاسی است، نه اصلاح‌طلبی. این به نفع زنان است. همچنان مانده و خاک می‌خورد. متاسفانه بعدی‌ها هم توجه نکردند.

دیگر کاری که باید انجام شود، اصلاح نگرش عمومی جامعه است. رفتارهای تحقیرآمیز، شوخی‌های تحقیرآمیز، متلک‌های توهین آمیز، ادبیات و اشعار تبعیض آمیز، این را باید در درجه اول خود خانم‌ها و در درجه دوم بقیه آحاد جامعه، یعنی آقایان، کمک کنند تا برطرف شود. این ادبیات زن‌ستیزانه را باید از خود دور کنیم. برخلاف این جلسه که واقعا به صورت جدی به مسایل زنان پرداخته می‌شود و همینجا هم تشکر می‌کنم از حسن توجه حضار، هر جا مسئله زنان مطرح می‌شود، یک شوخی و طنزی کنار آن گفته می‌شود. فکر می‌کنم دیگر باید به صورت جدی به مسائل زنان بپردازیم. بی توجهی، تبعاتی دارد در مورد موضوع زنان که آن تبعات را نمی‌شود جمع کرد. باز عرض می‌کنم ما به خاطر مصلحت کشور عرض می‌کنیم نه برای مصلحت شخصی و فردی. پس باید نگرش جامعه را اصلاح کرد. فیلم‌ها، تلویزیون، کتاب‌های درسی، اشعار و غیره. از اشعار دوره‌های جدیدتر بگیرید تا اشعار فردوسی که می‌گوید «زنان را همین بس بود یک هنر/ نشینند و زایند شیران نر» ماه هم نزایند، حتما شیران نر بزایند.

پنجمین نکته، رفع شبهات شرعی بر اساس مقتضیات زمان و مکان. ما خوشبختانه یک اصل مترفی به نام اجتهاد داریم در فقه. فقه باید با اتکا به این دو عنصری که حضرت امام (ره) مطرح کردند یعنی مقتضیات زمان و مکان، فتاوای جدید صادر کند و شجاعانه راجع به مسایل زنان نظر دهد. باید ملاحظات محیطی و پیرامونی را کنار گذاشت. قبل از اینکه نظریاتی بر ما تحمیل شود، فقه ما باید جلوتر از زمان باشد. یا حداقل همگام با زمان و پیشرفت‌های حوزه زنان شود. این عقب‌ماندگی که وجود دارد، به خاطر همان دایره و محیطی است که در یک حصاری است. خوشبختانه فرزندان و نوه‌های مراجع و بزرگان دانشگاه رفتند و درس خواندند و تحصیل کردند و بعضی خارج رفتند تحصیل کردند که این نسل بسیار در نوع نگاه و نگرش بزرگان تاثیرگذار بودند. به قول شهید مطهری می‌گفتند فقه عربی بوی عرب می‌دهد، فقه عجمی بوی عجم می‌دهد. این شبهات شرعی که وجود دارد باید در فضای آزاد، علمی، به دور از جار و جنجال‌های سیاسی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. طرح توان‌افزایی زنان مدیر بالقوه و بالفعل. این کار دستگاه‌های مختلف، احزاب، نهادهای مدنی و هم دستگاه‌های دولتی است. دوره‌های مختلف مثل همان طرح تربیت 300 مدیر، دوره‌هایی گذاشته شود، گواهینامه داده شود که دیگر این بهانه که زنان تجربه ندارند یا آموزش ندیدند، برطرف شود. ساز و کار حمایتی لازم است. شاخص‌های مدیریتی براساس عدالت جنستی باید تعریف شود. احزاب باید در کادرسازی و آموزش، رویکرد اصلی خود را باید بر این مسئله بگذارند و توجه به دختربچه‌ها و نسل جوان که آینده کشور را می‌سازند. با تشکر از حوصله‌ای که به خرج دادید.

پایان پیام

 

 

نظرات

پاسخ دهید