روایت عصر جدید بر اساس ایدئولوژی در گفت‌وگو با مهدی تدینی

جنایت‌زدایی از اندیشه‌ها

دوشنبه 20 آذر ماه 1396 - ساعت 13:28
با ترجمه اندیشه‌ها، ما صدا را می‌شنویم، حرف جدیدی به گوشمان می‌رسد و دانسته‌هایی غیربومی را وارد گستره زبانی‌مان می‌کنیم. اگر هم این اتفاق «گفت‌وگو» نباشد، دست‌کم می‌تواند زمینه‌ساز اصلی گفت‌وگو باشد.

این گفت‌وگو نتیجه زحمات خانم «زهرا سلیمانی‌اقدم» است.

گروه روشنفکری-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: مهدی تدینی، مترجم و پژوهشگر حوزه تاریخ و اندیشه سیاسی است که محور  اکثر پژوهش و آثارش در زمینه «فاشیسم‌پژوهی» است. از این رو او به سراغ یکی از تاریخ‌پژوهان و فیلسوفان معاصر نامی در این حوزه چون ارنست نولته می‌رود و تا کنون چندین اثر از او را ترجمه کرده است. آخرین اثر ترجمه و منتشر شده از او با عنوان «قرن بیستم، ایدئولوژی‌های خشونت» بهانه گفت‌وگوی پیش رو شد. تدینی معتقد است جنایت و خشونت استوار بر اندیشه است از این رو برای توضیح خشونت‌های قرن بیستم باید ایدئولوژی‌ها را شناخت.

***

  • تا کنون چندین اثر از ارنست نولته، فیلسوف و تاریخ‌پژوه آلمانی توسط شما ترجمه شده است. این متفکر بنا بر زمینه و زمانه‌ای که در آن می‌زیسته در کتاب «قرن بیستم، ایدئولوژی‌های خشونت» به سراغ یکی از مهمترین وجوه آن دوره رفته است. او فاشیسم زمانه خود را مورد پژوهش قرار می‌دهد، به نظر شما روش، شیوه، نگاه و اندیشه او می‌تواند الگویی برای متفکر ایرانی باشد؟ یا نه فقط صرف مطالعه و دانستن، خود امر مهمی است که بسنده می‌کند؟

من از برگردان کارهای نولته دو هدف را دنبال می‌کنم. نخست این‌که به هر حال نولته تاریخ‌نگار، نظریه‌پرداز و اندیشمندی خاص و کم‌نظیر بود و بسیاری از پدیده‌های سیاسی و تاریخی تاریخ معاصر جهان را واکاوی و تعریف کرده است؛ پدیده‌هایی مانند فاشیسم، انقلاب اکتبر، مارکسیسم، ناسیونال‌سوسیالیسم، جنگ سرد، یهودی‎‌‌کشی، نزاع‌های ایدئولوژیک جهان. افزون بر این، نولته مجموعه‌ای کتاب‌های فلسفی‌تر نیز دارد که در آن‌ها به «وجود تاریخیِ انسان» پرداخته و کوشیده در ادامه وجودشناسی هایدگر، وجود تاریخی انسان را تعریف کند. همه این‌ها برای ما پر از نکات و نظریه‌های راهگشاست که می‌تواند دریافت روشنی از پدیده‌های تاریخی و سیاسی جهان برای ما فراهم آورد. اما نولته متفکری است که دستمایه تفکرش تاریخ است؛ به عبارتی او «تاریخ‌اندیش» است و تاریخ‌اندیشیِ او دربردارنده الگوهایی است که قطعاً می‌تواند به ما کمک کند تا تاریخ ملی و بومی‌مان را مورد بازنگری قرار دهیم. الگوهای تاریخ‌اندیشانه نولته به ما این مجال را می‌دهد که در تاریخ عصر جدید ایران اندیشه کنیم و دریافت‌های عمیق‌تر یا دست‌کم جدیدی از تاریخ معاصر ایران به دست آوریم.

  • کتاب تازه منتشر شده «قرن بیستم، ایدئولوژی‌های خشونت» به ایدئولوژی‌هایی می‌پردازد که با خود خشونت را به همراه آورده بودند، سؤال این است که این کتاب می‌تواند نگاهی حال‌اندیش یا عاقبت‌اندیش به مخاطب بدهد و درک او را نسبت به ایدئولوژی‌های موجود بیشتر کند؟ یا نه بهتر است هیچ نسبت و ارتباطی برقرار نکند؟

دریچه‌ای که نولته در این کتاب می‌گشاید بسیار مفید و مهم است. در واقع نگرش ایدئولوژی‌محور در تمام کارهای نولته وجود دارد و او عصر جدید را بر اساس ایدئولوژی‌ها روایت می‌کند. و وقتی هم که به تاریخ عصر جدید، به خصوص قرن بیستم می‌نگریم، تاخت و تاز و فرمانروایی ایدئولوژی‌ها را آشکارا می‌بینیم. فاشیسم، بولشویسم، ناسیونال‌سوسیالیسم، لیبرالیسم… مگر این‌ ایدئولوژی‌ها فرمانروای عصر حاضر نبودند؟ بنابراین، چشم‌انداز ایدئولوژی‌پژوهانه‌ای که نولته می‌گشاید با واقعیت‌های تاریخ معاصر جهان سازگار است. مسئله این است که خواننده آثار نولته به اهمیت اندیشه سیاسی که در قالب ایدئولوژی‌ها صورت‌بندی شده است پی می‎برد. نولته همواره تأکید کرده است که «یهودی‌کشی» یا «کولاک‌کشی» (کشتار زارعان روس)، جنایاتی ایدئولوژیک بوده‌اند. پس ریشه بسیاری آدمکشی‌های مهیب عصر حاضر در ایدئولوژی‌هاست و نتیجه‌ای که می‌توان گرفت این است که اگر کسی بخواهد جلوی آدمکشی را از سرچشمه بگیرد، باید از اندیشه (یا همان ایدئولوژی) جنایت‌زدایی کند. البته ندیدم نولته چنین تعبیری را بر زبان آورده باشد، اما این‌ها نتیجه‌گیری‌های منطقی چنین نگرشی است.

  • از نظر شما پژوهش‌هایی اینچنینی، تربیت اندیشه و اندیشمندانی که به مطالعه بر خشونت و ایدئولوژی‌های حاکم بپردازند، چه ضرورتی دارد و تا چه اندازه ما را نسبت به آینده‌ای غیرایدئولوژیک و خشونت‌طلب بیمه می‌کند؟

برای شما یک مثال می‌زنم. چند وقتی است که مشغول ترجمه کتابچه مهمی هستم که گفتگوهای میان هیتلر و استادش، دیتریش اِکارت است. عنوان این کتابچه چنین است: «بولشویسم از موسی تا لنین: گفتگویی میان من و آدولف هیتلر». این کتابچه در سال 1924 منتشر شده است، یعنی حدود 10 سال پیش از به قدرت رسیدن هیتلر و حدود 17 سال پیش از شروع یهودی‌کشی. این کتابچه یکی از منابع بسیار دقیق برای فهمیدنِ ایدئولوژی یهودی‌ستیزانه است. کسی که این کتابچه را می‌خواند در پایان فقط یک نتیجه می‌تواند بگیرد و آن این است که خواننده پس از خواندن این کتاب با خود خواهد گفت: «کسی که چنین اندیشه‌هایی دارد قطعاً روزی دست به یهودی‌کشی خواهد زد!» جنایت و خشونت امری است که استوار بر اندیشه است. وقتی لنین به قدرت رسید اجرا‌کننده ایدئولوژی‌ای بود که حذف فیزیکی دشمنِ طبقاتی در سرشت آن بود. وقتی هیتلر به قدرت رسید اجراکننده ایدئولوژی‌ای بود که حذف فیزیکی دشمن نژادی و سیاسی در سرشت آن بود و دیگر هیچ جور نمی‌شد جلوی این جنایت‌ها را گرفت. زیرا منطق درونی این ایدئولوژی‌ها حالا حکم می‌کردند که اهداف ایدئولوژیک به شکل خونبار پیگیری شوند. در دهه 1990 کتابی در فرانسه منتشر شد با عنوان «کتاب سیاه کمونیسم» و جمعی از پژوهشگران در آن توضیح می‌دهند که حدود 85 میلیون انسان به انحای مختلف قربانی ایده کمونیسم شدند؛ در جنگ، در پاکسازی، در قحطی، در سرکوب و به طور کلی در هر جا که یک سر آن به کمونیسم می‌خورد. این ایدئولوژی‌ها به تعبیر بنده «آدمخوار» بودند و برای توضیح خشونت‌های قرن بیستم باید این ایدئولوژی‌ها را شناخت.

  • به نظر شما به عنوان یک مترجم و محقق آیا از شناخت، ترجمه و مطالعه و خوانش اندیشه‌های غربی می‌توان به نوعی گفتگوی میان فرهنگی یاد کرد؟ گفتگویی که از خلال آن می‌توان به شناخت فرهنگ و تمدن دیگری رسید و از این شناخت به کاهش خشونت، جنگ و بحران‌ها پرداخت؟

قطعاً همین طور است. با ترجمه اندیشه‌ها، ما صدا را می‌شنویم، حرف جدیدی به گوشمان می‌رسد و دانسته‌هایی غیربومی را وارد گستره زبانی‌مان می‌کنیم. اگر هم این اتفاق «گفت‌وگو» نباشد، دست‌کم می‌تواند زمینه‌ساز اصلی گفت‌وگو باشد. اندیشمندان نخبگان یک فرهنگند. با آشنایی با نخبگان فرهنگی (اعم از نویسنده، پژوهشگر، نظریه‌پرداز، اندیشمند و…) زمینه برای امتزاج و هم‌اندیشیِ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها فراهم می‌آید.

  • در آخر اینکه از شاخصه‌های آثار ارنست نولته بگویید و اینکه در آینده شاهد ترجمه و انتشار کدام یک از آثار این فیلسوف به فارسی خواهیم بود؟

بیش‌تر کتاب‌های پروفسور ارنست نولته بسیار پرحجمند و برگردان هر یک از کتاب‌های اصلی چند سالی طول می‌کشد. سال 1393 ترجمه کتاب «جنبش‌های فاشیستی؛ بحران نظام لیبرال و تکامل فاشیسم» در انتشارات ققنوس به چاپ رسید و خود پروفسور نولته هم لطف کردند و مقدمه‌ای بر ترجمه فارسی کتاب نوشتند. کتاب دیگری که از نولته ترجمه کردم، همین کتاب است که چندی پیش باز هم در انتشارات ققنوس به چاپ رسید، با عنوان «قرن بیستم: ایدئولوژی‌های خشونت». اما چنان‌که گفتم کتاب‌های نولته پرحجمند و ترجمه آثار اصلی او بسیار زمان‌بر است، ترجمه دو کتاب اصلی او را هم‌اکنون در دست دارم؛ یکی کتاب «فاشیسم در دروان آن» که کتاب اصلی او در زمینه فاشیسم‌پژوهی است و امیدوارم در ماه‌های آتی تحویل ناشر بدهم و کتاب «تاریخ‌اندیشی در قرن بیستم» که امیدوارم در یکی دو سال آینده آماده شود. اما در این اثنا، برای معرفی نولته و اندیشه‌های او، یک کتاب تک‌نگاری درباره او ترجمه و در نشر ثالث به چاپ رساندم، با عنوان «ارنست نولته: سیمای یک تاریخ‌اندیش» که برای آشنایی با نیم‌ قرن کار نظری نولته کتاب بسیار خوبی است. همچنین سال گذشته (1395) نیز در انتشارات کویر کتابی را به چاپ رساندم با عنوان «آشوویتسِ یکتا؟ ارنست نولته، یورگن هابرماس و 25 سال دعوای تاریخ‌نگاران» که آن کتاب هم برای آشنایی با نولته و به خصوص برای آشنایی با مناقشه نظری معروفی که میان نولته و هابرماس، فیلسوف آلمانی، وجود داشت، کتاب خوبی است. اما در مجموع تلاشم این است که در طول سال‌های آینده مجموعه‌ای از آثار اصلی نولته را به فارسی برگردانم.

پایان پیام

photo_2017-12-11_12-57-22

 

نظرات

پاسخ دهید