چه کسی را از دست دادیم؟ - بنیاد باران | بنیاد باران
Sunday, 16 June , 2019
امروز : یکشنبه، ۲۶ خرداد ، ۱۳۹۸ - 13 شوال 1440
  پرینت تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۴ | 8 بازدید |

چه کسی را از دست دادیم؟

گروه توسعه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: یک هفته از فوت مردی گذشت که موافق و مخالف، در بزرگی‌اش، متفق‌القول‌اند. هاشمی رفسنجانی که خود از پایه‌گذاران انقلاب اسلامی محسوب می‌شد، در دوره‌ای همراهان انقلابی‌اش را ترک کرد، که شاید بیشترین نیاز را به او داشتند. ویژگی‌هایی چون اعتدال، قدمت، صبر و تحمل و… او را در بین […]

چه کسی را از دست دادیم؟

گروه توسعه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: یک هفته از فوت مردی گذشت که موافق و مخالف، در بزرگی‌اش، متفق‌القول‌اند. هاشمی رفسنجانی که خود از پایه‌گذاران انقلاب اسلامی محسوب می‌شد، در دوره‌ای همراهان انقلابی‌اش را ترک کرد، که شاید بیشترین نیاز را به او داشتند. ویژگی‌هایی چون اعتدال، قدمت، صبر و تحمل و… او را در بین بزرگان انقلاب، کم‌نظیر ساخته بود. ما نیز در گفت‌وگو با ۱۰ فعال سیاسی، استاد دانشگاه و حقوقدان و… همین پرسش را پیش کشیدیم که چه کسی را در این برهه از دست دادیم. پاسخ‌دهنگان هم از منظر خود چنین گفتند:

  • سیاست ورز صاحب مکتب

داریوش رحمانیان

استاد تاریخ دانشگاه تهران

سیاست‌ورزان ما در تاریخ معاصر ایران را به طور کلی می‌توان در دو گروه دسته بندی کرد. گروه یا دسته نخست سیاست‌ورزانی هستند که سبک و نگاه و شیوه ویژه‌ای در سیاست ندارند و نمی‌توان برای عمل‌ورزی سیاسی ایشان یک مشی مشخص یا سبک خاص در نظر گرفت و گروه دوم سیاست‌ورزانی که صاحب سبک و مکتب هستند، مثل مرحوم مدرس و احمد قوام و مصدق. به نظر من آقای‌هاش‌می‌رفسنجانی بی‌شک در میان دسته دوم قرار می‌گیرد، یعنی اگر بخواهم در یک جمله سیاست ورزی او را خلاصه کنم می‌گویم رفسنجانی یک صاحب مکتب در سیاست‌ورزی است و استاد سیاست است. این تعبیر البته یک مدح یا ستایش نیست، بلکه اشاره به یک مکتب و مدرسه‌ای در سیاست‌ورزی دارد که مختص خود آقای‌‌‌هاش‌می‌‌است، همچنان که قوام و مدرس و مصدق صاحب مکتب و مدرسه سیاسی مختص خودشان بودند. از این حیث به نظر من تنها سیاست‌ورزی در ۳۰ سال اخیر که توانست مکتبی بنا گذارد،‌‌‌هاش‌می‌رفسنجانی است.

  • نواندیش دینی در سیاست

جواد میری

جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی

در مرگ هر انسانی فرصتی برای اندیشه درباره خود است و در مرگ انسان‌هایی که بودشان به بود جمعی ما گره خورده است فرصتی است که جراحات تن جمعی خویش را بازبینی کنیم. مرگ‌‌‌هاش‌می‌‌ایران را و حتی فراسوی مرزهای ایران را در ماتم فرو برد ولی فرصتی ایجاد کرد که به خویشتن جمعی خویش بیاندیشیم و از مطلق‌گرایی‌ها پرهیز کنیم و انسان‌ها را نه در قامت اهریمن مطلق و نه در حد اهورایی بسنجیم  بلکه در مقتضیات زمان و مکان و با توجه به شرایط ببینیم و بسنجیم و نقد کنیم و از آن مهمتر بدانیم که برای رسیدن به جامعه مطلوب باید همدیگر را تکریم کنیم زیرا هیچ جامعه‌ای با تحقیر بزرگان و تخفیف مردمانش به بزرگی و توسعه دست نیافته و نخواهد یافت. من آقای‌هاش‌می‌رفسنجانی را یک نواندیش دینی می‌دانم و معتقدم سیاست ورزی نیز بر آمده از نواندیشی دینی‌اش بود.

  • نماد اعتدال ورزی

علی بیگدلی

استاد تاریخ جهان و تحلیل گر سیاسی

به نظر من آقای‌‌هاش‌می‌‌رفسنجانی سیاستمدار بزرگی بود. ایشان البته در سیاست صاحب مکتب نبود، اما قطعا مرد سیاست به معنای دقیق کلمه بود. آقای‌‌هاش‌می‌به خصوص در دهه آخر حیات سیاسی‌شان نماد و نشانه اعتدال‌ورزی و میانه‌روی بودند. امری که به خصوص در جامعه امروز ما با توجه به شرایط جامعه و جهان بسیار مورد نیاز است و ضروری است که در اولویت قرار گیرد.

  • سهم بزرگ در گسترش آگاهی‌های اجتماعی

محمد امین قانعی راد

جامعه شناس

تاملی در حضور گسترده مردم در تشییع جنازه آیت‌الله‌‌‌هاش‌‌می‌رفسنجانی نشان می‌دهد که ایشان سیاستمداری بود که توانست به دل مردم راه پیدا کند. اگر نخواهیم بگوییم در تحولات اجتماعی پیشرو و پیشگام بود اما می‌توان گفت که نفس تحول اجتماعی را به خوبی می‌شناخت و توانست با این تحول اجتماعی جلو بیاید و در جاهایی به منافع مردم تبدیل شود. به همین دلیل شاید بتوان گفت تنها سیاستمدار بعد از انقلاب –لااقل در میان سیاستمداران نسل اول- بود که توانست شانه‌به‌شانه مردم در تحولات اجتماعی حرکت کند. البته خود ایشان نیز سهم بسیار بزرگی در توسعه آگاهی‌های اجتماعی داشت. یعنی در همان دوره دولت سازندگی و هشت سال ریاست جمهوری، زمینه‌هایی را برای گسترش مطبوعات و نشر و کتاب و ترجمه و تالیف فراهم کرده بود. وزارت ارشاد در دوره ریاست جمهوری ایشان جزء وزارتخانه‌های فعال بود و کسانی مثل رییس دولت اصلاحات و بعدها آقای مهاجرانی مسئولیت این وزارتخانه را بر عهده دارند. مجلات خوبی نیز در آن دوره منتشر شد و موسسات فرهنگی متعددی فعال شدند که این‌ها نشان می‌دهد سیاست‌های فرهنگی آقای‌هاش‌‌می‌در گسترش آگاهی‌های اجتماعی نقش داشته است. خود ایشان نیز همگام با این تحولات اجتماعی حرکت کرد و در مواردی خاص به مدافع این تحولات تبدیل شده است.

اما از نظر سیاسی نیز می‌توان گفت ایشان بیش از اینکه شریعت‌مدار باشد، سیاستمدار بود. به این معنا که منطق سیاست را به خوبی درک کرده بود که منطق سیاست، منطق درست گفت‌وگو و مذاکره است. منطقی که هنوز در جریان رس‌‌می‌کشور تعریف نمی‌شود اما ایشان متوجه شد که اگر بخواهد در عرصه سیاست باقی بماند باید به مصالحه بیاندیشد. مصالحه نیز به دو معنا است؛ یکی گفت‌وگو با دیگری و دوم، در نظر گرفتن مصلحت زمانه است. بنابراین، یک سیاستمدار تاریخی بود و می‌دانست که با توجه به شرایط زمانه چگونه تصمیم‌گیری کند و بازیگران حاضر در صحنه را نیز جدی بگیرد و بکوشد آن‌ها را در بازی خود لحاظ کند. بنابراین، یک بازی مجرد از دیگر بازیگران انجام نمی‌داد. بازی سیاسی او، بازیگران، افراد، جریان‌های سیاسی و کشورهای ذی‌نفع دخیل در آن معلوم بودند و آنها را به رسمیت می‌شناخت؛ وارد دیالوگ و گفت‌وگو با آنها می‌شد و سعی کرد که منافع ملی کشور را  نیز با یک نوع بازی هوشمندانه پیش ببرد. بازی­ای که تمام بازیگران دخیل در آن را به رسمیت می‌شناسد و در عین حال، سعی می‌کند با حرکت‌های عاقلانه، هم در عرصه سیاست داخلی و هم در عرصه سیاست خارجی برد را نیز به دست آورد. بنابراین، هیچگاه طرف مقابل خود و در عین حا بازی خود را نادیده نگرفت و کوچک نشمرد. خود را به آزمون مردم می‌گذاشت و در رقابت‌های انتخاباتی همواره شرکت می‌کرد و هر جایی که شکست می‌خورد بدون قهر کردن کنار می‌کشید البته سیاستمداری بود که در صحنه‌های انتخاباتی، عمدتا پیروز می‌شد اما در یکی دو مورد که پیروزی به دست نیاورد همچنان بدون کدورت، به بازی سیاسی خود ادامه داد.

  • سیاستمداری عملگرا و در جهت منافع ملی

فریدون مجلسی

پژوهشگر و دیپلمات سابق

من ایشان را سیاستمداری عملگرا و مصلحت‌گرا می‌دانم. یعنی دو خصیصه اصلی که معمولا در هر سیاستمدار خواه با او موافق باشیم یا مخالف، باید وجود داشته باشد. این دو خصلت است که او را بیش از هر چیز سیاستمدار معرفی ‌‌می‌کند. یقینا در جهت منافع ملی نیز حرکت ‌‌می‌کرد و در این راه نیز از نام و ننگ نیز دریغ نداشت کما اینکه در قضیه مک فارلین ممکن بود کسانی شهامت درگیر شدن با آن را نداشته باشند و بخواهند وجاهت خود را با دوری گزیدن از این اتفاق حفظ کنند اما ایشان وارد شد و توانست با این کار روند جنگ را به نفع ایران تمام کند.

  • مشی اعتدال در کنار مردم

یوسف مولایی

استاد دانشگاه

بررسی و تحلیل شخصیت و سیاست‌های یک سیاستمدار نیاز به داده و تحقیقات گسترده‌ای دارد اما بحث من اینجا بیشتر نظر شخصی است. آقای‌هاشمی‌ یک انقلابی است یعنی از زمانی که خود را شناخته ‌‌می‌خواهد شرایط دوره خود را تغییر دهد. انسانی است که تمام ذهن او فضای ایدئولوژی اسلا‌‌می ‌دارد و ‌‌می‌خواهد که تغییری که ایجاد ‌‌می‌شود حتما در مسیر اسلام باشد و به عنوان یک مسلمان به دنبال تغییر است. به دنبال جهانی آرمانی است، جهانی که احکام و قواعد اسلام بر آن حاکم باشد و وقتی وارد پروسه مبارزه ‌‌می‌شود از آنجا که از هوش بالایی برخوردار است او را پخته‌تر ‌‌می‌کند و شرایط سختی که در دوره حضور او در عرصه سیاست در حوزه تصمیم‌گیری وجود داشته به او اجازه ‌‌می‌دهد که از آزمون و خطاهای خود درس گرفته و خود را تکامل بخشد. ایشان در چرخه حیات سیاسی خود به تدریج پخته‌تر شده و به مشی اعتدال گرایش پیدا ‌‌می‌کند که قطعا با مشی­ای که در اوایل ورود به مباره با آن جلو ‌‌می‌رفت تفاوت بسیاری دارد. تصمیمات ایشان در سال‌های اخیر نیز نشانگر همین مشی اعتدال در کنار مردم است. او به درستی کار خود را انجام ‌‌می‌داد و در این میان به بستر فرهنگی و فضای کشور و  به مجموع شرایطی که حاکم بود و حرکت‌های سیاسی سیاست ورزان نیز توجه داشت.

  • واقع گرایی، توسعه خواهی، نخبه گرایی و عملگرایی

سید علی میرموسوی

استاد علوم سیاسی

سیاست‌ورزی آیت الله‌هاشمی ‌را ‌‌می‌توان با چند ویژگی مشخص کرد. اولین آن، نوعی واقع‌گرایی آرمان‌خواهانه است. به این معنا که در عین توجه داشتن به آرمان‌ها به تحقق آن ها در عرصه واقعیت نیز نظر دارد و موانع عملی که برای تحقق آن آرمان است را مورد توجه قرار ‌‌می‌دهد. بنابراین، از آن نگاه‌های آرمان‌خواهانه که شاید دغدغه روشنفکران باشد تا حدی فاصله ‌‌می‌گیرد. دومین ویژگی، توسعه‌خواهی است. ‌‌می‌توان سیاست و سیاست‌ورزان ایرانی را بر اساس مولفه توسعه به سه دسته تقسیم کرد؛ گروه اول، کسانی که خواهان توسعه نظا‌‌می ‌هستند و برتری ایران را بیشتر در عرصه نظا‌‌می‌ جست‌وجو ‌‌می‌کنند. دومین گروه، به دنبال توسعه اقتصادی هستند به گونه‌ای که حقوق اقتصادی و اجتماعی مردم بهبود یابد. سومین دسته نیز خواهان توسعه سیاسی هستند. اینکه عرصه سیاست چه کمی ‌و کیفی چنان گسترش پیدا کند که همه گروه‌ها بتوانند در آن فعال باشند. به نظر من سیاست‌ورزی آقای‌هاشمی‌ بیشتر با اولویت توسعه اقتصادی بود، یعنی در سیاست‌ورزی ایشان توسعه اقتصادی در کانون قرار داشت و توسعه سیاسی و نظا‌‌می‌ در اولویت‌های بعدی قرار داشت. سومین ویژگی ایشان، نخبه گرایی بود یعنی در رفتار و عمل سیاسی خود بیشتر به نخبگانی توجه داشت که از نظر شایستگی‌های علمی ‌و توانایی‌های اجرایی خود را اثبات کرده بودند. چهارمین ویژگی ایشان نیز عمل‌گرایی بود. به این معنا که به فایده عملی یک سیاست توجه زیادی داشت. برای او اینکه این سیاست تا به لحاظ نظری تا چه حد موجه است خیلی اهمیتی ندارد بلکه ‌‌می‌خواهد فایده آن را در عرصه عمل ببیند. به نظر ‌‌می‌رسد که آقای‌هاشم‌می ‌بی‌توجه به خواست عموم جامعه نیز نبود منتها همان طور در واقع‌گرایی سیاستمدار به جای اینکه تابع افکار عمو‌‌می‌باشد باید افکار عمو‌‌می‌ را رهبری کند. آیت‌الله‌ هاشمی ‌نیز چنین نگاهی داشت که ما نباید ریاکارانه تابع افکار عمو‌‌می‌ باشیم بلکه باید آن را جهت داد. اما این به این معنا نیست که توجهی به خواسته عموم نداشت بلکه اگر گاهی احساس ‌‌می‌کرد سیاستی که در پیش گرفته با خواست عموم در  تعارض قرار ‌‌می‌گیرد آن را تغییر ‌‌می‌داد. به نظر ‌‌می‌رسد که ایشان در دو راهی بین رای مردم و تقابل با مردم، در نهایت، به رای مردم بیشتر توجه ‌‌می‌کرد. این امر به ویژه در سال‌های اخیر در سیاست ورزی‌های ایشان نمود بیشتری دارد. اگر بر سیاست ورزی‌های ایشان در سال‌های اخیر مروری داشته باشیم به نظر ‌‌می‌رسد که گویا به این نتیجه رسیده بود که جایگاه رای مردم در ساختار نظام سیاسی کشور و در تصمیم سازی‌ها و اجرای آنها تضعیف شده است و ‌‌می‌کوشید این جایگاه را دوباره احیا کند.

  • سیاستمداری عالم، منصف و پیگیر منافع اسلام و ملت

رحیم ابوالحسنی

استاد علوم سیاسی

ایشان سیاستمداری عاقل، عالم، منصف و پیگیر منافع اسلام و ملت ایران بود اولین خاطره من از ایشان که در خاطر من بسیار مانده است به بعد از فوت آیت‌الله طالقانی مربوط ‌‌می‌شود که ما خطیب توانمندی را از دست دادیم و سخنرانی ایشان در من این احساس را ایجاد کرد که او انسان توانمندی است که ‌‌می‌تواند در خطبه‌های نماز جمعه جای این مرد بزرگ را بگیرد. آخرین باری نیز که من خدمت ایشان رسیدم قبل از انتخابات ۹۴ بود که بسیار از رد صلاحیت‌ها و بی‌انصافی‌ها به وی‍ژه از رد صلاحیت سید حسن آقای خمینی رنجیده بود به طوری که از شدت ناراحتی صدای او ‌‌می‌لرزید و از برخی از محدودیت‌ها برای شخصیت‌های سیاسی که در دوران امام راحل مسئولیت‌های مه‌‌می‌را بر عهده داشتند ابراز ناراحتی ‌‌می‌کرد.

  • شخصیتی همه جانبه و چند بعدی

زهرا شجاعی

فعال سیاسی-اجتماعی

آیت‌الله ‌هاشمی ‌رفسنجانی، شخصیتی همه‌جانبه و چندبعدی بودند. هم سیاستمداری با فراست، هم مفسری دانا، هم فقیهی زمان شناس، هم مجاهد و مبارزی نستوه و مدیری مدبر و باهوش بودند و در عین حال مستقام بوده و  مسیر مستقیمی ‌را پیش گرفتند. یعنی در مسیر  سیاسی خود پایدار و پابرجا بودند. از جهت شخصیتی نیز در عین سادگی، شفافیت و مهربان بودن، بسیار با سیاست و فراست امور را مدیریت ‌‌می‌کردند و در عین حال مورد اعتماد امام و رهبری بودند. ایشان انسان بسیار آزاده و با سعه صدری بودند و این آزادگی و سعه صدر و یا به قولی دموکراسی گویا در وجود ایشان شکوفا بود. من در مقاله‌ای که نوشته‌ام نیز ذکر کرده‌ام که ایشان محور تعادل بین جریان‌های سیاسی بودند و همه آن‌ها را زیر چتر پدری و لطف خود داشتند و نسبت با همه با محبت رفتار ‌‌می‌کردند. آقای‌هاشمی، نگاه و وسعت دید بسیار گسترده‌ای داشتند و همین نکته که زندگی خود برای آیندگان ثبت ‌‌می‌کردند و اقدامات اساسی مثل تاسیس مترو در ایران که از کارهای ماندگار ایشان است، نشان از این وسعت دید دارد. در حوزه علمی،فرهنگی، کتاب تفسیر ایشان از نمونه آثاری است که مورد نیاز دوره معاصر ما است. در عرصه فرهنگی روال آنچه که ضرورت داشت را طی کرده و به خوبی انجام ‌‌می‌دادند. به طور مثال، کتاب امیرکبیر را در دوره ای که نیاز بود کتاب فلسطین را در زمان خود و تفسیر را نیز در این دوره نوشتند، و این نشان از زمان‌شناس بودن و آگاه بودن ایشان به شرایط دارد. ما شخصیت بسیار بزرگی را از دست دادیم که جای خالی ایشان هرگز پر نخواهد شد.

  • پشتوانه فعالیت‌های مترقی در جامعه ایران

محمد ضیمران

عضو فرهنگستان هنر

آیت‌الله ‌هاشمی، سیاستمداری کاملا حرفه‌ای بوده و هدف ایشان نیز این بود که ایران را هم در داخل و هم از لحاظ روابط بین‌الملل در موضع پیش‌رویی قرار دهد. آنچه در این میان مورد توجه است توجه ایشان به اقتصاد و رونقی است که در اثر روابط مثبت هم با کشورهای منطقه و هم به طور کلی با سایر کشورهای دنیا به وجود ‌‌می‌آید و سبب ‌‌می‌شود کشور در موضع رونق و پیش‌رویی قرار بگیرد و این عنصری بود که آقای رفسنجانی در طول زندگی سیاسی خود به دنبال آن بود. در بخش دوم زندگی ایشان، آزادی‌های فردی نیز برای او بسیار مهم بود و در واقع پشتوانه فعالیت‌های مترقی در جامعه ایران بود. به اعتقاد من جامعه ایران به افراد با بصیرتی مثل آقای ‌هاشمی‌ نیاز دارد تا بتوانند کشور را از بحران‌های مختلف سربلند بیرون آورند.

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.