همانطور که دست منافقین رو شد، دست تکفیری‌ها هم رو شده است | بنیاد باران
Thursday, 17 October , 2019
امروز : پنج شنبه، ۲۵ مهر ، ۱۳۹۸ - 18 صفر 1441
  پرینت تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۹۵ - ۱۵:۱۷ | 109 بازدید |

همانطور که دست منافقین رو شد، دست تکفیری‌ها هم رو شده است

گروه روشنفکری-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: میلاد پیامبر اسلام و مناسبت هفته وحدت،‌ زمینه گفت‌وگوی پایگاه تحلیلی بنیاد باران با محمد اشرفی اصفهانی بود. در این گفت‌وگو به عوامل اختلافات مذاهب اسلامی و کمرنگ شدن ایده وحدت و تقریب مذاهب اسلامی پرداختیم و اینکه چگونه می‌توان از پیامبر رحمت برای امروزمان الگو بگیریم، که از یک […]

همانطور که دست منافقین رو شد، دست تکفیری‌ها هم رو شده است

گروه روشنفکری-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: میلاد پیامبر اسلام و مناسبت هفته وحدت،‌ زمینه گفت‌وگوی پایگاه تحلیلی بنیاد باران با محمد اشرفی اصفهانی بود. در این گفت‌وگو به عوامل اختلافات مذاهب اسلامی و کمرنگ شدن ایده وحدت و تقریب مذاهب اسلامی پرداختیم و اینکه چگونه می‌توان از پیامبر رحمت برای امروزمان الگو بگیریم، که از یک سو جهان اسلام درگیر تکفیری‌ها و داعشیان است و از سوی دیگر با دشمنان خارجی روبرو است. فرزند چهارمین شهید محراب ضمن پذیرش همه این مشکلات، به موانع اخلاقی جامعه هم اشاره دارد و تاکید می‌کند فاصله عمل ما و آموزه‌های پیامبر اسلام زیاد است.

اشرفی اصفهانی، هم‌اکنون عضو بنیاد باران و مسئول‌ تخلفات‌ نهاد ریاست‌ جمهوری است.

***

  • با توجه به شکاف و اختلافاتی که روزبه‌روز در حال افزایش است،‌ چه باید بکنیم برای اینکه هفته وحدت و ایده‌های مشابه که برای تقریب مذاهب اسلامی در نظر گرفته شده است، محقق شود؟

من در ابتدا تبریک عرض می‌کنم میلاد پیامبر رحمت و هم‌چنین میلاد با سعادت امام جعفر صادق (ع) رییس مذهب شیعه؛ پس از آن به بهانه هفته وحدت و سوال شما، باید نکاتی در خصوص دلیل شکاف بین مذاهب اسلامی، شیعه و سنی، مطرح کنم. همانطور که می‌دانید این ایده را امام راحل (ره)‌ به همین منظور گفتند، چون ایشان اعتقاد داشتند مساله وحدت یکی از اهداف مهمی است که باید در جامعه اسلامی محقق شود. بنیانگذار انقلاب، وحدت مذاهب اسلامی را ابتدا در کشور و بعد در ماورای ایران، دنبال می‌کردند و معتقد بودند عالم اسلام باید در برابر دشمنان اسلام متحد و یکپارچه باشند. اما متاسفانه از همان زمان تا کنون، همان دشمنان، مانع از شکل‌گیری این وحدت می‌شوند. تاسف بیشتر اینکه این اختلافات امروز بیشتر هم شده است. بواسطه همان دشمنان دیروز و البته دست‌نشانده‌هایشان در منطقه. صهیونیزم و آمریکا و تکفیری‌هایی که داعش یکی از مولودهای خبیث آنان هستند.

  • واقعا با وجود داعش، چگونه می‌توان به وحدت همه گروه‌های اسلامی امیدوار بود؟

کار سختی هست، اما نشدنی نیست.

  • از این جهت گفتم که بالاخره همین تکفیری‌ها و طرفداران آن‌ها هم جزء گروه‌های اسلامی‌ می‌شوند.

اولا این گروه‌ها، هیچ ربط و نسبتی با اسلام ندارند که وقتی صحبت از وحدت مذاهب اسلامی می‌شود، آن‌ها یا طرفداران اندک‌شان هم در بحث ما بگنجند. داعش و تکفیری‌ها مثل گروهک منافقین هستند، که شاید ابتدای تاسیس‌شان برخی به آن‌ها اعتماد کردند، اما الان دیگر دست‌شان رو شده و مشخص است که هر چه گفتند و ادعا کردند، دروغی بیش نبوده است. یعنی همانطور که مشخص شده است منافقین هیچ اعتقادی به انقلاب و مردم ما ندارند، مشخص شده است که تکفیری‌ها نیز هیچ نسبتی با اسلام و مذاهب اسلامی ندارند. این قضییه، لااقل امروز، برای همه مسلمانان روشن شده است که آن‌ها بویی از اسلام هم به مشام‌شان نرسیده است و مزدوری بیش نیستند. یعنی پول می‌گیرند و می‌جنگند و اعتقادی به دین و پیامبر و اسلام ندارند. آن‌ها بوسیله دلار و شست‌وشوی مغزی‌، اجیر شده‌اند تا برادران و خواهران و کودکان مسلمان ما در عراق و سوریه را بکشند و آن فجایع را درست کنند.

ثانیا وقتی می‌گوییم وحدت شیعه و سنی، به این معنا نیست که ما مثل آن‌ها بشویم یا آن‌ها عین ما بشوند. چنین اتفاقی غیرقابل تصور است. وحدت و اتحاد به‌معنای همسو بودن و یکدل بودن و متحد در برابر دشمنان و تهدیدات خارج بودن، است. وحدت مذاهب چهارگانه اهل سنت و شیعه جعفری، به منزله پنج انگشت یک دست می‌ماند که باید در برابر دشمن و تهدیدات علیه جهان اسلام، متحد عمل کنند. یعنی گرچه انگشتان یک دست، مثل هم نیستند، اما می‌توانند متحدانه و به پشتوانه یکدیگر عمل کنند.

  • به‌غیر از دشمنان خارجی، گمان نمی‌کنید که در بین خود مسلمانان هم مساله وحدت و تقریب مذاهب کمرنگ شده است. مثلا در حوزه‌های ما هم مثل دورانی که آیت‌الله بروجردی بود، این مساله دنبال نمی‌شود.

بله، همانطور که می‌دانید به رسمیت شناخته شدن فقه جعفری، کار آیت‌الله بروجردی بود. ایشان به رییس وقت الازهر، شیخ محمد شلتوت پیشنهاد دادند که در کنار مذاهب چهارگانه اهل سنت و فقه هر یک، فقه جعفری نیز تدریس شود. شیخ محمد شلتوت هم به دلیل جایگاه رفیعی که آیت‌الله بروجردی داشتند، قبول کرد. اما الان این اتفاقات رخ نمی‌دهد. بخشی از آن بخاطر جایگاه ویژه آیت‌الله بروجردی بود. ایشان مرجعیت عام و منحصربه‌فرد عالم تشیع بودند و در مسائل دینی حرف اول و آخر را می‌زدند و اگر تصمیم خاصی می‌گرفتند، موج عظیمی بین مردم بوجود می‌آمد. بگذارید خاطره‌ای از ایشان را که خودم به یاد دارم، برای شما نقل کنم. وقتی در قم بودیم، شاه تصمیم گرفته بود که مذهب رسمی کشور که شیعه اثنی‌عشری بود را تغییر دهد به دین اسلام. وقتی خبر به آیت‌الله بروجردی رسید، ایشان یک جمله پیغام داد به شاه که اگر این کار انجام شود، من قم را ترک می‌کنم و به نجف هجرت می‌کنم. باتوجه به اینکه آن زمان این ابزارهای ارتباط جمعی هم نبود، خوب یادم هست، کمتر از ۲۴ ساعت کل قم مملو از جمعیت شد و در کمتر از دو روز شاه پیام داد که این سوءتفاهم بوده و اصلا قرار نیست دین رسمی کشور در قانون اساسی تغییر کند.

اما الان می‌دانید که اینگونه نیست. دیگر مرجعیت مثل زمان آیت‌الله بروجردی نیست. ضمن آنکه خیلی از حرکت‌ها سیاسی شده است و وقتی اینگونه شد، برداشت‌های مختلف و متعددی بوجود می‌آید. آیت‌الله بروجردی اگر موفق شد با شیخ الازهر ارتباطی سودمند برقرار کند، بواسطه جایگاه علمی‌ و فقهی‌اش بود و اساسا از این طریق، تعاملات ایشان با علمای الازهر برقرار شده بود. متاسفانه این نوع ارتباطات الان بین علمای اهل سنت و شیعه کم شده است و محدود شده به چند همایش و سمینار بین‌المللی که فقط سخنرانی دارد و تشریفات معمول و در عمل اتفاق مهمی برای وحدت شیعه و سنی رخ نمی‌دهد. به همین دلیل هنوز اهداف امام و انقلاب و رهبری معظم انقلاب، در این خصوص، به نحو مطلوبی، محقق نشده است.

  • مشابه گفت‌وگوها و تعاملات آیت‌الله بروجردی و شیخ محمود شلتوت، بعد از انقلاب هم بین آقای هاشمی رفسنجانی و شیخ یوسف قرضاوی شکل گرفت.

همین طور است. آقای هاشمی هم از نیروهای فعلی انقلاب هستند که همان راه آیت‌الله بروجردی را تعقیب می‌کنند. ایشان یکی از بهترین نیروهایی هستند که می‌توانند تعاملات ما با علمای اهل سنت را بهبود ببخشند. این کار از ایشان بر می‌‌آید. قبل از مرگ ملک عبدالله هم آقای هاشمی ارتباط خوبی با سران عربستان داشتند و به طور کلی ما هرگاه با آن‌ها دچار مشکل می‌شدیم، سران نظام از آقای هاشمی می‌خواستند که وارد گفت‌وگو با آن‌ها شوند. آقای موحدی کرمانی تعریف می‌کردند در یکی از سفرهایی که همراه آقای هاشمی در عربستان بودم، این اهمیت و احترامی که آن‌ها برای آقای هاشمی قائل بودند، از نزدیک دیدم. ظاهرا آقای هاشمی به دعوت سران و علمای عربستان برای شرکت در کنفرانسی به آنجا رفته بودند. آقای موحدی کرمانی می‌گفتند در آن همایشی که خیلی از علمای معروف و بنام اهل سنت بودند، وقتی آقای هاشمی وارد شدند، همه به احترام ایشان از جا بلند شدند و احترام خاصی برای آقای هاشمی قائل بودند. به قول خود آقای موحدی کرمانی، گویا آقای هاشمی آنجا بیشتر از ایران مورد توجه علما و بزرگان بود. سران سیاسی کشور هم جایگاه خاصی برای آقای هاشمی قائل بودند. خیلی مواقع مشکلات بین ما و عربستان با یک تلفن آقای هاشمی، برطرف می‌شد و یادم هست وقتی ایشان از سران وقت عربستان خواستند که در قبرستان بقیع باز شود، آن‌ها هم مقاومتی نکردند و قبول کردند.

  • وضعیت وحدت مذاهب در داخل کشور را چگونه توصیف می‌کنید؟ آیا همان فضایی که در جهان اسلام هست، در ایران نیز تاثیر نداشته؟

حتما داشته. ما امروز مشکلات بیشتری در این زمینه در داخل کشور داریم. اوایل انقلاب، مرحوم والد در کرمانشاه بودند. یکی از استان‌هایی که هم شیعه دارد و هم سنی. یادم هست ایشان اقدامات و تصمیات جالب و خوبی در همین هفته وحدت داشتند. مثلا به‌صورت گروهی به سمت شهرهای سنی‌نشین پیاده می‌رفتند و خیلی‌ها با ایشان همراه می‌شدند، از شیعه و سنی. حتی از خود سنندج هم عده‌ای می‌آمدند تا در این حرکت سهیم باشند. بواسطه همین حرکات و همدلی‌ها، در آن زمان اتحاد خوبی بین شیعیان و اهل سنت کرمانشاه بوجود آمده بود که البته نیز به‌عنوان یادگاری و سنت حسنه‌ای از شهید محراب باقی مانده است.

  • باتوجه به مشکلات امروز جهان اسلام، مهم‌ترین درسی که مسلمانان امروز می‌توانند از پیامبر بگیرند، چیست؟

متاسفانه بین عمل ما مسلمانان و رفتار و اخلاق پیامبر اسلام، فاصله زیادی وجود دارد، فاصله‌ از زمین تا آسمان است. ما شعار می‌دهیم که پیرو پیامبر اسلام هستیم، اما نه او را خوب می‌شناسیم و نه طبیعتا می‌توانیم عامل دستورات واقعی آن حضرت باشیم. یکی از مهم‌ترین بلایای جامعه امروز ما، پول‌پرستی و دنیاطلبی است و بی‌اهمیت شدن معنویت در جامعه. در حالیکه یکی از مهم‌ترین اهداف پیامبر، توجه مردم به معنویات و خداپرستی بود. امروز هم شاید در حرف از خداپرستی بگوییم، اما در عمل، دنیاپرستی به جای خداپرستی نشسته است. ما امروز راه را گم کرده‌ایم و به بیراهه رفته‌ایم و به همین دلیل باید منتظر ظهور حضرت حجت (عج) باشیم تا یک بار دیگر شاهد ظهور معنویت و عدالت و حقانیت در جامعه باشیم.

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.