تجربه مشاوران هاروارد از توسعه ایران - بنیاد باران | بنیاد باران
Sunday, 16 June , 2019
امروز : یکشنبه، ۲۶ خرداد ، ۱۳۹۸ - 13 شوال 1440
  پرینت تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۳:۵۷ | 9 بازدید |

تجربه مشاوران هاروارد از توسعه ایران

میکائیل عظیمی گروه توسعه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: تولد هر کتاب/ترجمه، قصه‌ای دارد. قصه این ترجمه اما کوتاه است و ساده. در دهه ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵، ایران برای تدوین برنامه سوم و چهارم توسعه، از دو گروه مشاور خارجی استفاده کرد که به گروه مشاوران هاروارد مشهور شدند. سرپرستان هر دو گروه پس از بازگشت به امریکا […]

تجربه مشاوران هاروارد از توسعه ایران

میکائیل عظیمی

گروه توسعه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: تولد هر کتاب/ترجمه، قصه‌ای دارد. قصه این ترجمه اما کوتاه است و ساده.

در دهه ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵، ایران برای تدوین برنامه سوم و چهارم توسعه، از دو گروه مشاور خارجی استفاده کرد که به گروه مشاوران هاروارد مشهور شدند. سرپرستان هر دو گروه پس از بازگشت به امریکا جمع‌بندی خود از این مشاوره و برداشت‌های گروه از شرایط ایران را تدوین و منتشر کرده‌اند. سرپرست گروه دوم توماس مک‌‌لئود بود که کتاب وی توسط علی‌اعظم محمدبیگی ترجمه و منتشر شده است. اما خبری از کتاب اول و یا ترجمه آن نبود. در حالی که مک‌لئود در جای جای کتاب خود به گروه اول اشاره می‌کند.

جرج بالدوین (نویسنده کتاب حاضر) در ۸-۱۳۳۷ به ایران آمده و تا ۴۱-۱۳۴۰ در ایران بوده‌ تا به همراه همکاران خود در تدوین برنامه توسعه به کارشناسان و مدیران سازمان برنامه وقت مشاوره دهد. بالدوین جمع‌بندی این تجربه را در ۱۹۶۷ (۱۳۴۶) در امریکا منتشر کرده و اینک ترجمه آن کتاب تقدیم علاقه‌مندان شده است.

آنچه مهم است این کتاب بیان‌گر دیدگاه و جمع‌بندی گروهی از متخصصان برنامه‌ریزی توسعه است که در نیمه دوم دهه ۱۳۳۰ به ایران آمده و حدود سه سال در ایران زیسته‌اند. این گروه، با مقامات متعدد و دستگاه‌های مختلف و افراد متفاوتی در ایران ملاقات کرده و با برخی همکاری داشته‌اند. اشتغال این گروه به موضوع خطیر و پرابعادی چون برنامه‌ریزی توسعه، سبب می‌شده تا ایشان بتوانند اطلاعات و تحلیل‌های مختلف در این باره را شنیده و در نهایت دارای تحلیلی از این فرایند سرنوشت‌ساز شوند. بنابراین کتابی که بیان‌گر چنین شناختی باشد، نمی‌تواند تنها قصه‌ای از سال‌های رفته باشد و تنها به کار لالایی شب‌های بلند زمستانی آید. بلکه شکافنده و آشکارکننده لایه‌های پنهان این جامعه و به رخ کشاننده موانع و سنگلاخ‌های برنامه‌ریزی توسعه در ایران خواهد بود.

علاقه دیرینه و سودای کلنجار رفتن با پیشینه اقتصاد ایران، مرا واداشت تا برای دومین بار کتاب «برنامه‌ریزی در ایران» نوشته توماس داس. اچ. مک‌لئود را خوانده و فیش‌برداری کند. طرفه آن که در این دور، نکاتی در کتاب دید و فیش‌برداری کرد که در مطالعه قبلی، به چشم وی برجسته نیامده بودند. خواندن کتاب مک‌لئود برای هر علاقه‌مندی به تاریخ توسعه و برنامه‌ریزی پندآموز خواهد بود. چرا که وی سرپرست گروه مشاوران هاروارد بود که در ابتدای دهه ۱۳۴۰، برای مشاوره به دولت و سازمان برنامه، وارد ایران شدند. این گروه در واقع دومین گروه مشاوران خارجی بودند که با حمایت و پشتیبانی دانشگاه هاروارد به ایران آمده بودند. مک‌لئود خود در جای جای کتاب به ویژه در فصل اول اشاره‌های متعددی به گروه اول دارد.

باری، در پانویس صفحه ۱۶۵، وقتی مک‌لئود به «کمک فنی خارجی به ایران در حوزه بودجه‌ریزی و برنامه‌ریزی» می پردازد، به کتابی اشاره می‌کند که سرپرست گروه نخست مشاوران هاروارد، پس از بازگشت به امریکا نگاشته و جمع‌بندی گروه از تلاش برای برنامه‌ریزی در ایران را در آن کتاب به یادگار گذارده است. بدیهی است برای کسی که کتاب مک‌لئود را برای دومین بار فیش‌برداری می‌کند، خبر از وجود کتابی که جمع‌بندی گروه اول مشاوران هاروارد را عرضه کرده، امری نیست که به سادگی بتواند از آن گذر کند و آن را نادیده انگارد.

اما آنچه سبب شد تا علی‌رغم واهمه از ترجمه و تردید در ورود به عرصه دشوار ترجمه، از همان روز دریافت و لمس کتاب، ترجمه آن آغاز شود، در دو نکته‌ای خلاصه می‌شود که پیشتر نیز بدانها اشاره شد:

الف) این کتاب بیان‌گر دیدگاه و جمع‌بندی گروهی از متخصصان برنامه‌ریزی توسعه است که در نیمه دوم دهه ۱۳۳۰ به ایران آمده و حدود سه سال در ایران زیسته‌اند. این گروه، با مقامات متعدد و دستگاه‌های مختلف و افراد متفاوتی در ایران ملاقات کرده و با برخی همکاری داشته‌اند. اشتغال این گروه به موضوع خطیر و پرابعادی چون برنامه‌ریزی توسعه، سبب می‌شده تا ایشان بتوانند اطلاعات و تحلیل‌های مختلف در این باره را شنیده و در نهایت دارای تحلیلی از این فرایند سرنوشت‌ساز شوند. بنابراین کتابی که بیان‌گر چنین شناختی باشد، نمی‌تواند تنها قصه‌ای از سال‌های رفته باشد و تنها به کار لالایی شب‌های بلند زمستانی آید. بلکه شکافنده و آشکارکننده لایه‌های پنهان این جامعه و به رخ کشاننده موانع و سنگلاخ‌های برنامه‌ریزی توسعه در ایران خواهد بود.

ب) گروه مشاوران هاروارد، افرادی خارجی بودند. در نتیجه نه از نگاهی درونی و خو گرفته به انواع ارثیه‌های تاریخی، که با نگاهی از بیرون و کنجکاو، به ایران و دستگاه مدیریت توسعه ایران می‌نگریسته‌اند. بنابراین به مانند کثیری موارد مشابه، ایشان مواردی را مشاهده می‌کرده‌اند که معمولاً از چشم افراد درون این سیستم، مغفول مانده بود. از این منظر نیز تأمل در این کتاب پندآموز است.

با این همه باید دقت کرد که این کتاب نیز دارای کاستی‌هایی است. در میان همه کاستی‌های این کتاب می‌توان به دو مورد بسیار برجسته اشاره کرد: ۱٫ دیدگاه از بالا به پایین و ۲٫ درک توسعه به معنای غربی آن و بی‌اعتنایی به تنوع و گونه‌گونه بودن مسیرهای توسعه.

با این همه اما نمی‌توان نکته مهمی را در این مجال ناگفته فروگذارد و آن، «فقدان یادگیری جمعی» و بی‌توجهی و در مواردی غفلت از پیشینه و تجارب تاریخی است. خلاصه آن که گروهی که به سرپرستی بالدوین در ۱۳۳۸ به ایران آمدند، سومین گروه مستشاری بودند که برای برقراری نظم و نظام «مداخله دولت در اقتصاد ایران» دعوت به کار شدند. گروه نخست را می‌توان مورگان شوستر قلمداد کرد که بلافاصله پس از تشکیل مجلس مشروطه برای تدوین و پیاده‌سازی نظام مدیریت مالی به ایران آمد. پس از وی دکتر میلسپو بود که دو بار به ایران و به هدفی مشابه به کار دعوت شد. پس از او و قریب به بیش از ۱۰ سال بعد، گروه نخست مشاوران هاروارد به ایران آمدند؛ گروهی که جای خود را به گروه دوم داد. نکته بسیار حایز اهمیت و پندآموز آن است که همه این افراد و گروه‌ها پس از بازگشت تجربه و درک خود را قلمی کرده و در کتابی به یادگار گذارده‌اند. جالب‌تر آن که کتاب شوستر، میلسپو (کتاب اول و دوم) و کتاب مشاوران دوم (به سرپرستی مک‌لئود) به فارسی برگردانده شده بود و اینک ترجمه کتاب گروه اول مشاوران هاروارد (به سرپرستی بالدوین) در دسترس قرار گرفته است. اما آنچه مهم است آن که علی‌رغم این همه، شناخت و اطلاع بسیاری از  مقامات و تصمیم‌گیران و حتی پژوهشگران، از این پیشینه بسیار اندک بوده و درک و شناخت ایشان از مسائل و ظرفیت‌های نظام مدیریت توسعه کشور، پیوندی با این تجارب ندارد. نکته آنجاست که فقدان چنین پیوندی سبب بروز یکی از کانونی‌ترین معضلات نظام مدیریت توسعه کشور می‌شود: آزمون و خطاهای مکرر.

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.