اقتصاد ایران، رفاقتی است | بنیاد باران
Friday, 23 August , 2019
امروز : جمعه، ۱ شهریور ، ۱۳۹۸ - 22 ذو الحجة 1440
  پرینت تاریخ انتشار : ۰۹ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۸ | 75 بازدید |

اقتصاد ایران، رفاقتی است

نشست‌های ماهانه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: در بخش آخر نودوهفتمین نشست تخصصی بنیاد باران، دکتر حسین راغفر، با محوریت «اقتصاد ایران در پسابرجام» به سخنرانی پرداخت که متن کامل سخنان وی به شرح زیر است: قبل از آغاز بحثم لازم است که این تذکر را بدهم که تحلیل‌های بنده ممکن است خیلی خوش‌بینانه نباشد البته برای […]

اقتصاد ایران، رفاقتی است

نشست‌های ماهانه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: در بخش آخر نودوهفتمین نشست تخصصی بنیاد باران، دکتر حسین راغفر، با محوریت «اقتصاد ایران در پسابرجام» به سخنرانی پرداخت که متن کامل سخنان وی به شرح زیر است:

قبل از آغاز بحثم لازم است که این تذکر را بدهم که تحلیل‌های بنده ممکن است خیلی خوش‌بینانه نباشد البته برای آنچه خواهم گفت شواهد تاریخی نیز موجود است. برای آغاز بحث به ساختارهای اقتصاد ایران اشاره می‌کنم و اینکه آمار تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در ایران از ۱۳۳۸ تا ۱۳۹۱ چگونه بوده است. سهم تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در کشاورزی از ۳۸ تا ۹۱ بسیار نازل است در حالی که ظرفیت‌های بسیار بزرگی در این حوزه در ایران وجود دارد. در بخش صنعت و تولید هم وضعیت بسیار پرنوسان است و تنها بخش خدمات که عمدتا یعنی تجارت سهم فراوانی دارد و این نشان می‌دهد که ساختار اقتصاد ایران از دوران قاجار تاکنون به‌جز دوره‌هایی کوتاه، سلطه سرمایه‌داری مالی و تجاری است و نشان می‌دهد صنعت و تولید چه فعالیت پرهزینه و پرخطری است. در چنین اقتصادی، فعالیت‌های غیرمولد فراوان است و به سلطه سرمایه مالی تجاری که بسیار برای اقتصاد کشور مخرب است، می‌انجامد و این نشان می‌دهد که ساختار اقتصاد ایران تحت تأثیر منافع یک گروه خاصی در کشور از زمان قاجار تاکنون بوده است. در اقتصاد هر زمان که فعالیت‌های غیرمولد سودهای بالایی می‌دهند تولید شکل نمی‌گیرد و تولید یک فعالیت پرهزینه است. و در دوره‌هایی که چنین نبوده است به فشاری که بر منابع نفتی ما وارد شده است بازمی‌گردد. ازجمله نیمه اول پهلوی اول و نیز نهضت ملی شدن نفت و بعد هم دوره‌ای از دهه اول انقلاب که به‌جز این سه مقطع کوتاه بقیه دوره‌ها سلطه سرمایه تجاری تعیین‌کننده فعالیت‌ها در اقتصاد ایران بوده است.

ویژگی‌هایی که مختص اقتصاد ایران است یکی سلطه پارادایم سرمایه تجاری و مالی است که ویژگی‌اش در مقایسه با سرمایه‌داری تجاری سنتی این است که اولی خواهان التهاب در بازار است و سود خود را در بحران به دست می‌آورد و در مقابل سرمایه‌داری صنعتی خواهان ثبات است. و التهاباتی که به‌کرات در جامعه شاهدش هستیم بخشی از آن می‌تواند محصول سلطه صاحبان سرمایه‌های تجاری باشد.

ویژگی دوم اقتصاد ایران وابستگی به منابع طبیعی است یعنی درآمدهای عمومی کشور نه از سر نوآوری ابتکار یا سخت‌کوشی بلکه از درآمدهای بادآورده نفتی است.

نابرابری‌های عظیم اقتصادی اجتماعی و نیز رشد نازل اقتصادی که معلول‌‌ همان نابرابری‌هاست ویژگی‌های سوم و چهارم اقتصاد ایران است. به‌خصوص بعد از پیروزی انقلاب عمده رشد اقتصادی ایران به‌طور متوسط دو و ۲/۳ درصد است که با توجه به ظرفیت‌های بزرگ کشور، بسیار نازل است.

ویژگی پنجم اقتصاد ایران عقب‌ماندگی نهادی است که ناظر بر قوانین و مقررات و ارزش‌ها و هنجار‌ها است که در جامعه ما مبتنی بر مصرف‌گرایی است و سخت‌کوشی و خلاقیت در جامعه ما پاداش نمی‌گیرند.

ویژگی ششم اقتصاد ایران، سلطه فساد است که البته بسیار گسترده است و در حوزه اقتصاد هم باقی نمی‌ماند و به همه حوزه‌ها هم گسترش می‌یابد و مجموع این ویژگی‌ها از اقتصاد ایران، یک اقتصاد غارتی و انگلی به معنای آنکه گروه عمده‌ای منافعشان از تلاش دیگران حاصل می‌شود و خودشان مثل انگل عمل می‌کنند و از بخش‌های تولیدی و مولد که بخش عمده‌ای از آن منابع نفتی است تغذیه می‌کنند و به همین دلیل الگوی توزیع منابع نفتی در ایران یکی از اصلی‌ترین متهمین شرایط کنونی اقتصاد ایران است. و اینکه چگونه حکومت و دولت‌ها بر سر چاه نفت نشسته‌اند و درآمد حاصله را به هر شکل که دلشان می‌خواهند توزیع می‌کنند.

اقتصاد ایران ویژگی دیگرش این است که اقتصادی رفاقتی است به این معنا که آن‌هایی که در حاکمیت هستند می‌توانند منابع را آن‌گونه که دلشان می‌خواهد به دوستان و نزدیکان توزیع کنند. وجود ۱۶۰ هزار میلیارد تومان دیون معوقه بانکی در دوره دولت‌های نهم و دهم خودش بهترین نشانه برای اقتصاد رفاقتی است و این تنها دیونی است که بانک‌ها پرداخت کرده‌اند و بازنگشته است، صد‌ها هزار میلیارد تومان دیگر داده‌اند که به دوستان و رفقا داده‌اند و خودش منبع بسیاری از نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی است که فردی یک میلیارد تومان در سال ۷۸ از بانک وام گرفته است امروز هیجده میلیارد تومان پرونده دارد در دادگاه که باید پس بدهد و صدوپنجاه تا دویست میلیون به قاضی پرونده رشوه داده است و حکم گرفته که از روزی که وام را گرفته ورشکست بوده است و معنای این حکم آن است که فقط کافی است‌‌ همان یک میلیارد تومان اولیه را بازپس دهد. و جالب اینجاست که صد‌ها پرونده این‌گونه در دادگاه است و همه یاد گرفته‌اند که چنین روشی را پیش بگیرند و با پرداخت دویست میلیون باج، حکم بگیرند که از روز اول ورشکسته بوده‌اند.

در دولت‌های نهم و دهم این فاجعه در حد بسیار بی‌سابقه‌ای بزرگ شد که عوامل بسیاری دارد و یکی از آن عوامل انسداد سیاسی است که در آن دوران به وجود آمد و نیز درآمدهای بی‌سابقه نفتی که میزان پنجاه‌وشش درصد کل درآمدهای ارزی ایران از سال ۱۳۳۸ تا پایان ۱۳۹۲ در دوره دولت‌های نهم و دهم حاصل شده بود و این درآمد بزرگ با همراهی انسداد سیاسی و بسته شدن نشریات سبب شد که دوستان هرطور که می‌خواهند از این درآمد برای نزدیکان و اقوام خود استفاده کنند که نابرابری‌های عجیب‌وغریبی هم حاصل آن بود.

یکی از ویژگی‌های اقتصاد رفاقتی دسترسی به منابع بانکی است که می‌تواند طبقات اجتماعی افراد را هم در مدت کوتاهی تغییر دهد و دومین ویژگی آن نیز توزیع فرصت‌ها و اعطای انحصار‌ها و شبه انحصار‌ها به دوستان و رفقا است که یکی از اصلی‌ترین موانع توسعه در ایران است. همچنین شکل‌گیری گروه‌های مسلط صاحب منافع بزرگ، یعنی گروه‌هایی از داخل حاکمیت و دولت وارد اقتصاد شده‌اند و گروه‌های قدرت – ثروت را شکل داده‌اند و فرصت‌ها را به شکل نابرابری توزیع می‌کنند و در مقابل هرکسی که علیه‌شان موضع‌گیری کنند باقوت دفاع می‌کنند و طبیعی است که امکانات فوق‌العاده زیادی دارند. ده‌ها نشریه در ایران امروز کارشان ترویج خرافه‌های مدرن مثل سلطه بازار و عرضه و تقاضا است. این هم یکی از اشکالات اساسی اقتصاد ایران این است که فلسفه اداره حکومت نداریم.

سومین ویژگی اقتصاد رفاقتی، دست‌کاری در نظام قیمت‌گذاری است و بار‌ها در ایران اتفاق افتاده است که حجم عظیمی از موبایل وارد می‌شود و فردا تعرفه‌ها بالا می‌رود و میلیارد‌ها دلار از جیب مردم به جیب صاحبان انحصار‌ها و شبه انحصار‌ها رفته است و این‌ها مافیا‌ها و غول‌هایی هستند که ساختار موجود را حفظ می‌کنند و این ساختار نابرابر در حوزه اقتصاد، ساختار نابرابر در قدرت را شکل می‌دهد و به همین دلیل همه‌جا را هم فاسد می‌کند و پدیده‌ای است که ما در ایران امروز با آن مواجه هستیم.

ایران علاوه بر اینکه یک فلسفه سیاسی برای اداره اقتصاد خود ندارد دچار کوته‌فکری و کوته نگری در سیاست‌گذاری‌هاست و ما همواره جلو‌تر از بینی خود را نمی‌بینیم و این مورد را در قراردادهای اخیر خود با کشورهای خارجی می‌بینیم، فرانسه تا پنج سال دیگر قرار است که تمام خودرو‌هایش برقی شود و بنابراین مشخص است که این شرایط انتقال و فروش یک تکنولوژی فرسوده و منسوخ و آلوده‌کننده هوا به دیگر کشور‌ها چطور می‌شود. قرار بوده است که ال­نود در ایران به‌طور کامل در ایران تولید شود ولی در حال حاضر ۵۵ درصد آن وارداتی است به همین دلیل است که سیاستی که تحت عنوان خروج از رکود تورمی مطرح می‌شود سبب می‌شود که ۱۲۰ هزار خودرو ظرف چهار روز فروش می‌رود و منتفعان آن هم در کشور، شرکت‌های بزرگ فولاد، پتروشیمی، بانک‌ها و خودروسازها هستند و مردم در این منافع حضور ندارند.

در مجموع اقتصاد ما دچار کوته نگری در سیاست‌گذاری، انباشت کم سرمایه و مصرف زیاد است و چنین اقتصادی اصلا امکان توسعه ندارد و با توجه به توضیحات آقای دکتر هادیان، وقتی چنین وضعیتی را در بستری سیاسی قرار می‌دهیم بسیار دلهره‌آور است.

شکل‌گیری جامعه بازاری که من مخالف آن نیستم و بازار را یک سازوکار برای تخصیص منابع می‌دانم که در مواردی جواب می‌دهد و در مواردی هم جواب نمی‌دهد اما سلطه جامعه بازاری محصول این تفکری است که امروز در جامعه ما وجود دارد که مردم کلیه خود را می‌فروشند تا نیازهای اساسی خود را تأمین کنند.

این وضعیت نابرابری‌های هولناکی است که جامعه با آن روبه‌رو است و این‌ها اشکال طغیان است چراکه طغیان ضرورتاً آتش زدن پمپ بنزین نیست، بلکه فرار مغز‌ها و سرمایه‎‌ها از کشور یک طغیان است، اعتیاد و گسترش آن یک طغیان است و افراد به‌جای آنکه پمپ بنزین را آتش بزنند، خودشان را آتش زده‎اند و این‌ها محصول این سیاست‌های اقتصادی است.

سیاست‌های اقتصادی کشور در شرایط کنونی نه‌تنها راه‌حل برخی از مشکلاتی که به آن‌ها اشاره کردم، نیست بلکه عملاً تداوم همین شیوه مألوفی است که بر کشور حاکم بوده. بنابراین امید به اینکه پسابرجام معجزه کند، بدون اصلاحات ساختاری و نهادی در کشور، حرف مبتذلی است. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و می‌تواند فقط به بازگشت اقتصاد ایران به دوران پهلوی منجر شود که بازارهای یک کشور هشتادمیلیونی در اختیار تولیدکنندگان خارجی قرار گیرد و این جاذبه اصلی برای سرمایه‌گذار خارجی است، آن‌ها در ایران به دنبال بازار هستند و نه تولید و این سخن هم که ما آن‌ها را مشروط کرده‌ایم که چنین و چنان کنند در عمل مشخص خواهد شد. همان‌طور که قرار بوده است ال­نود، صد در صد در ایران ساخته شود و قرار بوده است که ارزان‌ترین خودروی به‌اصطلاح ملی باشد اما امروز ۴۵ درصد آن ساخت ایران است.

بنابراین امروز در ایران ما نهادهای گوناگونی داریم و یک دولت نداشته و دو دولت داریم که یکی از آن‌ها پنجاه درصد اقتصاد را در دست دارد و به هیچ‌کس پاسخگو نیست و بسیار هم مقتدر است. دولت دوم پنجاه‌درصد دیگر اقتصاد را در دست دارد و در مقابل دولت اول هم بسیار خاضع است در مقابل بنگاه‌های بزرگی هم که سهم عمده‌ای از آن متعلق به دولت اول است، نیز بسیار خاضع است و در مقابل بنگاه‌های کوچک و متوسط بسیار قاهر است و به همین دلیل منابع اندکی هم که در کشور شکل می‌گیرد به سمت بنگاه‌های بزرگ حرکت می‌کند نه به سمت بنگاه‌های کوچک که عمده شغل در ایران نیز توسط همین بنگاه‌های کوچک و متوسط است که خلق می‌شود و حتی در همین دو سال و نیم گذشته هم صد‌ها واحد تولیدی در کشور تعطیل شده‌اند.

مادامی‌که ما فلسفه سیاسی روشنی در حوزه اقتصاد نداشته باشیم، ولو اینکه دولت‌هایی با نیت‌هایی خالص سرکار بیایند، قدرت‌هایی که ساختار‌ها را به معنای واقعی کنترل می‌کنند، امکان اصلاحات به کشور نمی‌دهند.

بنابراین اینکه پسابرجام چه نتیجه‌ای برای کشور خواهد داشت، منوط به این است که دولت چه برنامه‌ای دارد و ما تا به حال برنامه‌ای از دولت که بتواند ما را از این منجلابی که در آن گیر کرده‌ایم، نجات دهد، ندیده‌ایم.

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.