اعتماد به دانشگاه در حال کاهش است - بنیاد باران | بنیاد باران
Sunday, 16 June , 2019
امروز : یکشنبه، ۲۶ خرداد ، ۱۳۹۸ - 13 شوال 1440
  پرینت تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۵ | 7 بازدید |

اعتماد به دانشگاه در حال کاهش است

نشست‌های ماهانه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: نودوپنجمین نشست تخصصی بنیاد باران با موضوع «جوانان، دانشگاه؛ فرصت‌ها و دغدغه‌ها» و با سخنرانی مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، در محل مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن برگزار شد. متن کامل سخنان مقصود فراستخواه، اولین سخنران این نشست، به شرح زیر است: خدمت […]

اعتماد به دانشگاه در حال کاهش است

نشست‌های ماهانه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: نودوپنجمین نشست تخصصی بنیاد باران با موضوع «جوانان، دانشگاه؛ فرصت‌ها و دغدغه‌ها» و با سخنرانی مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، در محل مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن برگزار شد.

متن کامل سخنان مقصود فراستخواه، اولین سخنران این نشست، به شرح زیر است:

خدمت همه اساتید، بزرگان، عزیزان و خدمتگزاران این جامعه و این مرزوبوم، حس درونی خودم را ابراز می‌کنم که ذخیره هوش ملی و ذخیره خرد ملی، ذخیره دانش ملی است که نمونه پاکیزه‌ای از آن را اینجا مشاهده می‌کنیم. برای بنده که ثابت و دائم در این جلسات نیستم و از کلاس درس به اینجا می‌آیم واقعاً حس خیلی خوبی دارم و این سعادتی هست که می‌خواهم در این جمع مشارکت کوچکی داشته باشم و از استاد عزیز جناب آقای خاتمی و آقای دکتر معین و جناب آقای توفیقی و همه که اینجا هستند، به نظر من ذخیره دانش ملی، عقلانیت ملی و خرد ملی هستند و امیدواریم ان‌شاءالله نسل جدید که می‌خواهند ابتکار خاصی داشته باشند و بخشی از فعالیت‌ها را انجام دهند، ان‌شاءالله از این گفتگو و تبادل میان نسلی نتایج بسیار خوبی به دست آورند.

جوانی جامعه که در جامعه­شناسی یک بحث جدی هست و در مورد آن بحث‌های خیلی خوبی هم مطرح است یکی از ویژگی‌های جامعه ایران است و در هرم جمعیتی سی تا پنجاه‌ساله قرار دارد. برای تعریف جوانی به ویژگی‌هایی نظیر سبک زندگی، تجربه‌های زیست و سایر عوامل مشارکت اشاره می­کنند.

وقتی‌که در مورد مسئولیت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه بحث می‌شود لازم است این نکته در نظر گرفته شود که امروزه حتی شرکت‌ها، کسب‌وکارها، کمپانی‌ها و سازمان‌های اقتصادی و فنی؛ کارخانه‌ها نیز دارای مسئولیت اجتماعی هستند که امروزه در همه جای دنیا یکی از الفبای سرمایه‌گذاری، کسب‌وکار و مدیریت محسوب می­شود. پس شرکت نسبت به رفاه اجتماعی، نسبت به سرزمین، سیاره، زیست‌بوم، کیفیت زندگی، ارزش‌های اجتماعی، تاریخ و هویت مسئولیت دارد. دانشگاه به لحاظ سرشت تاریخی خودش یک نهاد اجتماعی و یک موسسه فرهنگی است و آموزش عالی تعهدات اجتماعی و فرهنگی دارد. در سرمایه­دارترین کشورهای جهان نظیر آمریکا در حالی که اساسا مدل لیبرالی اداره می­شود، نهاد آموزش عالی را یک نهاد اجتماعی و فرهنگی تلقی می‌کند و وقتی به دانشگاه می‌رسند، می‌گویند دانشگاه مانند موسسات دیگر نیست و باید به دانشگاه اعتماد بکنیم و هئیت امنا دارد و این به معنای این است که دانشگاه اساسا یک سازمانی مانند سازمان‌های دیگر جامعه نیست. دانشگاه محل اعتماد جامعه هست، چون یک نهاد فرهنگی و اجتماعی است. نتیجه آن این می‌شود که برای دانشگاه باید یک بسته اجتماعی وجود داشته باشد، چرا؟ چون دانشگاه برای جامعه هست و کالای عمومی و خیر عمومی تولید می‌کند و بازده و ارزش افزوده اجتماعی و بشری دارد و در دانشگاه بازده صرفا خصوصی مد نظر نیست. به همین دلیل معتقدند که باید برای آن یک بسته اجتماعی تعریف شود. این است که از دهه شصت قانونی وضع می­شود که بر اساس آن اراضی را به افرادی واگذار می­کنند که می‌خواهند دانشگاه احداث بکنند. این بسته اجتماعی را به این دلیل ارائه می­کنند که اگر غیر از این باشد، آن استقلال لازم آکادمیک که منظورشان است، حاصل نخواهد شد. نتیجه آن می‌شود که هاروارد سی میلیارد دلار موقوفات آن هست. این به معنای این است که دانشگاه برای خود جامعه هست و در متن جامعه از آن حمایت می‌کند. استنفورد و هاروارد کمپین‌هایی که دارند که در آن نهادی غیردولتی میلیون‌ها دلار به دانشگاه کمک می‌کنند که بخشی از بودجه آن‌ها به شمار می­رود. این‌ها نشان می­دهد که دانشگاه یک نهادی هست که محل اعتماد جامعه هست و مسئولیت اجتماعی دارد.

در ایران بالاترین اعتماد جامعه در بین دولت­مردان، کسبه، بازاریان و اقشار مختلف، با فاصله زیاد به دانشگاه است. اما این اعتماد در حال کاهش است و تصویر اجتماعی دانشگاه در حال مخدوش شدن است. که باید خیلی جدی گرفته شود. چون شواهدی از مک یونیورسیتی شدن دانشگاه‌های ایران وجود دارد و دانشگاه‌ها مک دونالی شده و برنامه‌های درسی دانشگاه‌ها فست فودی هست. دانشگاه زایده‌ای اداری و جزء جهازات اداری و یا ادامه تکنو کراسی برای دولت تلقی می‌شود. اگر یک چنین تصویر اجتماعی در جامعه شکل بگیرد این‌ها مخدوش می‌کند. این را عرض کردم ‌که بگویم چقدر مسئولیت اجتماعی و فرهنگی دانشگاهی مهم هست که پایه آن هم همان اعتماد اجتماعی هست تا آن رسالت‌های اجتماعی خودشان را بتوانند پیگیری بکنند.

اگر پنج میلیون دانشگاه داشته باشیم و چهار میلیون و هشتصد هزار دانشجو و بُعد خانوار را حدود پنج در نظر گرفته شود در سه و هشت ضرب شود یک جمعیتی نزدیک به بیست میلیون نفری با این دانشگاهی که با همه مشکلات و ملاحظاتی که در مورد آن‌ها مطرح است سروکار دارند. پس یک جمعیت بزرگی در کشور وجود دارد که برای حل مسائل این سرزمین ما می‌توانیم روی آن حساب بکنیم.

در ابتدای تأسیس دانشگاه و در کمترین سطحش متأسفانه این پارادایم در ایران حاکم بود که نیروی کار برای سازمان‌ها تربیت کنند. اما بعدها گفتند که نیروی کار، نه، و human resources هست و این‌گونه مطرح شد که این‌ها نیروی انسانی هستند و نیروی کار نیستند و منابع انسانی غیر از نیروی کار است. بعدها گفتند که این human resources هم نیست و human capital است، یعنی سرمایه انسانی است و اگر کشور بخواهد سرمایه مهمی داشته باشد، یک بُعد مهم آن سرمایه انسانی است. بعد از این مرحله این بحث مطرح شد که این capital هم نیست و بلکه بیشتر از این است و این موضوع را مطرح کردند که Intellectual Capitalاست. الآن آخرین چیزی که در بحث‌ها می‌گویند این است که capital نگویم بلکه Treasure در نظر گرفته شود و گنجینه است و گنجینه‌های انسانی در دانشگاه هستند.

وقتی از مسئولیت اجتماعی و فرهنگی دانشگاه‌ها در تدریس‌ها و در ارتباط با دانشجویان و نسل جوان که صحبت می­شود می‌توانید روی این گنجینه‌های بزرگ و ذخیره‌های بزرگ ملی که از طریق این دانشگاه‌ها می‌تواند با مدیریت‌های صحیح و با ارتباطات صحیح و با ایجاد پلت­فرم‌های خوب ایجاد می­شود، بحث شود. در حال حاضر دانشگاه‌ها نمی‌توانند عملکرد رضایت بخشی در ارتباط با این گنجینه‌ها داشته باشند که انتظار ملی ما این است که این عملکردهای مناسب باید ایجاد شود. بنگاه­داری دانشگاهی، کالایی شدن، انواع تمرکز، سیستم‌های متمرکز، ضعف استقلال دانشگاهی، مشکلات مختلفی که در ساختارها و مدیریت‌های آموزش عالی کشور وجود دارد، سیاست‌های مخرب و تجربه‌هایی که بر هم خورده است و گسست‌هایی که اتفاق افتاده است و مخصوصا در یک دهه گذشته و … این‌ها سبب شده است که عملکرد پردیس در ارتباط با این نسل و دانشجویان مخدوش شود. این وضعیت در حالی به وجود آمده است که کشور به جد نیاز دارد تا از طریق این افق و با استفاده از این روزنه ملی که دانشگاه است بخش بزرگی از مسائل خودش را حل کند.

چند شاخص‌ نگران­کننده که بیشتر هم ۲۰۱۵ هستند را بیان می­کنم تا مشخص شود در چه جامعه‌ای در مورد جوانان و از مسئولیت اجتماعی و فرهنگی دانشگاه‌ها صحبت می­شود. شاخص فلاکت که شاخص نگون­بختی است و با استفاده از نرخ بیکاری و تورم استخراج می­شود(از میزان تورم و بیکاری معدلی می‌گیرند و در قالب مدل آن را محاسبه می­کنند)، در این شاخص در بین ۱۰۸ کشور، ایران در رتبه پنجم قرار دارد. شاخص well-being که شاخص نیک­بودی انسان است، شاخصی که دربردارنده مجموعه سرمایه اجتماعی، هویت و تندرستی است که بین ۱۴۵کشور، ایران در رتبه ۹۵ قرار گرفته است. ایران در سرمایه اجتماعی رتبه ۸۹ را کسب کرده است. ایران از سال ۱۳۴۵تا سال ۱۳۸۵ در سرمایه اجتماعی با یک شیب کاهشی مواجه است و به­رغم تمام نقطه‌های امید، تمام قابلیت‌هایی که در این جامعه و در این تاریخ و در این فرهنگ و در این انسان‌ها وجود دارد، نشانه‌ها و سندروم‌های خیلی نگران‌کننده‌ای وجود دارد که این‌ها نتیجه عملکرد ساختارها، دستگاه‌ها، نگرش‌ها، منش‌های حکمرانی و سایر علل و عوامل است.

در نظر بگیرید که تا ده میلیون حاشیه‌نشین وجود دارد و طبق آخرین آمارها تا پانزده میلیون زیر خط فقر در کشور وجود دارد. یک تا یک و نیم میلیون کودکان کار، دو میلیون و دویست هزار معتاد که با هشتصد هزار معتاد تفننی، سه میلیون معتاد در کشور وجود دارد. از هر صد هزار نفر، دویست نفر در زندان هستند که شاخص ما دو برابر ترکیه است. با این جامعه باید به کجا، به کدام نهاد باید متوسل شویم؟ چه نهاد اجتماعی باقی مانده است؟ چه زیرساخت‌ ملی را توانستیم توسعه بدهیم؟ تکیه­گاه ما کجاست؟ آیا غیر از نهادهایی مانند دانشگاه و مخصوصا با آن محاسبه کوچکی که انجام دادیم، می­توانیم تکیه کنیم؟ این‌جاست که ارزش مدیریت فرهنگی در دانشگاه که الان به آن در دانشگاه‌ها به‌صورت فوق‌برنامه‌ای و یا نگاه ممیزی دارند، اهمیت پیدا می­کند. متأسفانه در دانشگاه‌ها دو تا مشکل وجود داشت. یکی این‌که فرهنگ به‌صورت فوق­برنامه دیده شد و دیگر این‌که می­خواستند زندگی دانشجویی و فرهنگ دانشجویی را ممیزی محتوا بکنند. نتیجه این شده است که دانشگاه‌ها که یک زمانی ساختارهای اعتراضی بودند، به مکان‌های موقت برای زندگی دانشجویی تبدیل شدند. لذا با این وضعیت، به تناسب رشد جمعیت، بستر توسعه وجود ندارد و دانشگاه‌ها باید از این امر موقت رهایی پیدا بکنند و به مکان‌ها و فضاهای معنی­دار سرشار از فرصت‌های مناسب برای معنا­بخشی به زیست و به مسئولیت‌های اجتماعی و به ارزش‌های اجتماعی تبدیل شوند و هر فضا، موسسه و ساختمانی را نمی­توان دانشگاه نام‌گذاری کرد و همان‌طور که از کلمه دانشگاه پیداست، فضای معناداری است. به تعبیر بوردیو، اینجا دانشجویان ما ذهنشان نیامدند با بدن‌هایشان با امیال و با عواطف خودشان آمدند و می‌خواهند بحث بکنند که چه نوع یادگیری را در نظر بگیرند و این یادگیری به حل مسائل اجتماعی، فرهنگی، زندگی دانشجویی و رشد دانشجو چه کمکی می‌کند. با این شیوه می­توان بخشی از مسائل ملی از طریق دانشگاه‌ها حل شود. اما با این وضعیت هم‌اکنون تنها چیزی که باقیمانده است یک فضای اقتضایی است که مدیریت نمی­شود، بلکه خودبه‌خود در دانشگاه‌ها ایجاد می­شوند و برای تحول باید فضاهای نهادینه شده بسیار توسعه‌یافته‌ای به وجود آید. لذا در این‌گونه مجامع باید از مدل‌ها و روش‌هایی که برای ایجاد فرصت‌های لازم برای توسعه این جمعیت و ظرفیت‌های ملی که از طریق دانشگاه‌ها در اختیار است به‌منظور استفاده از آن‌ها برای ایجاد فضاهای مناسب باشد که نتایج ملی این رویکرد برای تقویت و رشد نسل‌های آینده است.

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.