اصلاحات چیزی جز تایید جمهوری اسلامی و اعتقاد به آزادی، استقلال و پیشرفت ایران نیست | بنیاد باران
Thursday, 19 September , 2019
امروز : پنج شنبه، ۲۸ شهریور ، ۱۳۹۸ - 20 محرم 1441
  پرینت تاریخ انتشار : ۲۸ فروردین ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۳ | 91 بازدید |

اصلاحات چیزی جز تایید جمهوری اسلامی و اعتقاد به آزادی، استقلال و پیشرفت ایران نیست

نشست‌های ماهانه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: نودونهمین نشست ماهانۀ بنیاد باران عصر روز سه‎شنبه (۲۴ فروردین‌ماه) با سخنرانی سیدمحمد خاتمی و با موضوع «تبارشناسی اصلاحات» در محل مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن برگزار شد. متن کامل سخنان رییس بنیاد باران به شرح زیر است: حلول سال جدید را خدمت یکایک شما و همه ملت شریف ایران تبریک […]

اصلاحات چیزی جز تایید جمهوری اسلامی و اعتقاد به آزادی، استقلال و پیشرفت ایران نیست

نشست‌های ماهانه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: نودونهمین نشست ماهانۀ بنیاد باران عصر روز سه‎شنبه (۲۴ فروردین‌ماه) با سخنرانی سیدمحمد خاتمی و با موضوع «تبارشناسی اصلاحات» در محل مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن برگزار شد.

متن کامل سخنان رییس بنیاد باران به شرح زیر است:

حلول سال جدید را خدمت یکایک شما و همه ملت شریف ایران تبریک و همچنین حلول ماه رجب را که ماه شریفی است و امیدوارم همۀ ما از برکات این ماه بهره‌مند باشیم، تهنیت عرض می‌کنم. امیدوارم سالی که پیش روی ماست سال همدلی بیشتر، رفع کدورت‌ها و برطرف کردن عواملی که باعث کدورت‌ها و یا زمینه‌ساز افزایش آن شده، چه از طرف حکومت و چه از طرف مردم و جناح‌ها باشد. سال همبستگی برای پیشرفت کشورمان و افزایش عزت ملی و تأمین مصالح ملی و اهتمام بیشتر به حقوق یکایک افراد مردم باشد و همچنان که در دو، سه سال پیش هم گفته‌ام امیدوارم که ما همۀ ما به این درجه از بلوغ برسیم که بدانیم گذشته فراموش نمی‌شود اما ماندن در گذشته فاجعه است و باید نگاه به آینده کنیم و سعی کنیم زمینه همبستگی و همدلی در جامعه‌مان بیشتر شود. به‌خصوص که احساس می‌کنم جریانات، جناح‌ها، گروه‌های سیاسی و زنان و مردان و جوانان جامعه ما در کوران حوادثی که بوده به درجه‌ای از بلوغ و رشد رسیده‌اند که می‌توانند همدیگر را تحمل کنند و در کنار یکدیگر باشند. در این انتخاباتی که مرحلۀ اول آن نیز صورت گرفت و انشاالله مرحلۀ دومش نیز به‌زودی انجام خواهد شد، هیچ‌کس نباید احساس پیروزی یا شکست بکند، پیروز، رهبری بود، نظام بود، ملت بود و نزدیکترشدن دل‌ها به همدیگر و غلبه عقلانیت و تدبیر در جامعه ما بود. باید همگی دست‌به‌دست هم بدهیم، مملکت ما مشکلات فراوانی دارد و نیازمند کمک همه است. حداقل در پی این سال‌ها مشخص شده است که هیچ جناحی نمی‌تواند جناح دیگر را از صحنه حذف کند، بنابراین منطق، عقل، شرع و عرف حکم می‌کند که همدیگر را تحمل کنیم و با یکدیگر گفت‌وگو کنیم و روی مسائل مشترک تکیه داشته و کین‌توزی را کنار بگذاریم. همه با هم به‌سوی آنچه مصلحت ملت است حرکت کنیم و هم حکومت و هم جامعه با خواسته‌های مردم توجه بیشتری داشته باشند. گاهی این جامعه چیزهایی را می‌خواهد و اعلامش می‌کند و گاهی نیز آنچه را که می‌خواهد به آن نمی‌رسد و لذا اعلام می‌کند که چه چیزی را نمی‌خواهد بنابراین هردوی این موارد باید برای ما درس باشد. امیدوارم که سال جدید، سال همبستگی، همدلی، همکاری، تفاهم و نگاه کردن به آینده و بهره‌گیری از همه امکانات داخلی و بین‌المللی برای اعتلای کشور و نیز رشد بیشتر زمینه‌هایی که باعث تامین مصالح ملت و کشور می‌شود.

راجع به اصلاحات خیلی صحبت شده است اما همچنان احساس می‌کنیم که ابهامی در این زمینه وجود دارد و باید بیشتر درباره آن صحبت کنیم. می‌دانیم که در جامعه ما از اصلاح و اصلاح‌طلبی برداشت‌های مختلفی وجود دارد و حتی انگیزه‌ها و رویکردهای مختلفی درباره‌اش وجود دارد حتی ممکن است برخی گرایش‌هایی که خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا ناآگاهانه در برابر اصل نظام قرار دارد خود را اصلاح‌طلب تعریف کند و عملاً معنای اصلاح‌طلبی او براندازی نظام باشد یا این  را اعلام بکند و یا اعلام نکرده، نتیجه‌اش همین باشد. برداشت دیگری هم از اصلاح‌طلبی وجود دارد که نظام را قبول دارد و در چارچوب نظام حرکت می‌کند و اگر خواستار اصلاحات است، اصلاحات در درون نظام است. برداشت‌ها و قرائت‌های مختلفی در این زمینه وجود دارد اما دست‌کم خودِ بنده که – نمی‌دانم بگویم به‌حق یا به ناحق – مورد عنایت جامعه قرار دارم، خوب است که دیدگاه خودمان را مشخص بکنیم و معین بکنیم که مرادمان از اصلاح و اصلاح‌طلبی چیست؟

آنچه که من در اینجا می‌خواهم بگویم بیشتر اشاره به جوهر اصلاح‌طلبی دارد که البته در این مقطع خاص باید به‌صورت ویژه مورد بحث قرار گیرد. بحثم بیشتر اشاره به گوهر و جوهر اصلاح‌طلبی خواهد داشت نه برنامه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، اجتماعی اصلاحات که در واقع کارگروه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب است.

اگر ما این جوهر و گوهر را بشناسیم هم نقشه راه ما در امور فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی خواهد بود و هم میزان و ملاکی است برای ارزیابی خودمان و دیگران تا بفهمیم که راهمان، برداشتمان، جهت گیرمان و برنامه‌هایمان چقدر به این گوهر و جوهر نزدیک است. به‌طور خاص می‌خواهم درباره آن وجهه و شأنی از اصلاحات سخن بگویم که وفادار به نظام است و خودش را در درون نظام و انقلاب می‌بیند. پرسش من این است که آیا اصلاحات یک امر عینی و واقعی است یا ذهنی است؟ یعنی در متن جامعه چیزی به نام اصلاحات وجود دارد یا صرفاً امر ذهنی است. من معتقدم که اصلاحات در متن جامعه و در عینیت تاریخ وجود دارد، مهم این است که آن را بشناسیم و برداشت خودمان از آن را بیان بکنیم. مثلاً فرض کنید که در غرب در اواخر قرن ۱۸ و اوایل ۱۹ مسئله لیبرالیسم مطرح و برای آن تعاریفی نیز ارائه می‌شود. اما این تعاریف اموری ذهنی نیستند و در حقیقت وقایعی در عینیت زندگی اجتماعی مردم وجود داشته است که متفکران با توجه به آن موارد، به تحلیلش پرداخته‌اند و برایش تعاریفی مشخص کرده‌اند. بنابراین لیبرالیسم یک امر صرفاً ذهنی و اعتباری نیست.

مثلاً واژه نوزایش یا رنسانس عنوانی است که متفکران برای حوادثی که سه، چهار سده در عرصه فرهنگ، تاریخ و متن جامعه مطرح شده بود و در قرن ۱۶ به اوج خود رسید، انتخاب کردند. رنسانس یک امر صرفا ذهنی و قراردادی نبود. اصلاح‌طلبی هم همین شان را دارد و چیزی به نام اصلاح و اصلاحات در متن جامعه وجود دارد و عنوان اصلاح‌طلبی را برای آن انتخاب کرده‌ایم. اما این امر واقعی امر انسانی است و امور انسانی نسبی هستند یعنی درست است که در متن جامعه و فارغ از خواسته‌های انسان، پدیده‌هایی وجود دارند ولی چون امر انسانی است، نسبی است. یعنی در هر جامعه از حیث رویکرد، مقصد و منبع  و متناسب با شرایط تاریخی، گوهر وجودی اصلاحات تعین پیدا می‌کند.

اگر صرفاً بر کلیات اکتفا بکنیم، راهزن‌اند و حتی ممکن است منجر به سوءتفاهم هم بشوند بنابراین باید در عین حال که معتقد هستیم واقعیتی خارج از ذهن انسان به نام اصلاح و اصلاحات وجود دارد، باید آن شرایط خاص جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه که جوهر اصلاحات در آن تعین پیدا کرده است را دریافت.

اول باید از عنوان اصلاحات تبارشناسی بکنیم. این واژه مثل بسیاری از ایده‌ها، ترم‌ها و واژگان دیگری که امروز در علوم انسانی مطرح هستند از غرب آمده است و نخستین بار اصلاحات به معنای خاصی که امروز در اذهان وجود دارد، در غرب مطرح شده است و اصلاح در مقابل انقلاب مطرح شد و اتفاقاً خود انقلاب هم نخستین بار به معنای خاص این اصطلاح، در غرب مطرح شده است.

حرکت‌های اجتماعی گاهی پرفشار و انفجاری و در جهت تغییر بنیادهای جامعه هستند که البته در همین زمینه هم ابهاماتی وجود دارد که بنیاد  چیست؟ مبنا چیست؟ آیا همانطور که مارکس می‌گوید بنیاد اقتصاد است یا شرایط تولید است یا بنیاد چیزهای دیگری است چنانکه ممکن است یک انسان دین‌دار بگوید مبنا ، دین و اصول دینی است و مسائل دیگر روبنایی هستند که براساس آن اوضاع مشخص می‌شود. ولی به‌هرحال اصلاح در مقابل انقلاب مطرح می‌شود، انقلاب، حرکتی پرفشار، انفجاری و ناگهانی در جهت تغییر بنیادین جامعه است و در مقابل اصلاح حرکتی است تدریجی، آرام و ایجاد بهبود نسبی و گام‌به‌گام در امور جامعه.

به عبارت دیگر اصلاح یعنی پذیرش وضع موجود و تلاش برای بهبود تدریجی این وضع به‌صورت مسالمت‌آمیز. من می‌خواهم کمی از این فراتر بروم و بگویم اصلاحات و اصلاح سرشت تاریخ بشری است و تاریخ بشر جوهر و گوهرش اصلاح و اصلاحات است. در صورتی ما می‌توانیم بپذیریم اصلاح سرشت تاریخ بشری است که واقعیتی فراتر از افراد به نام جامعه وجود داشته باشد. حتی اگر به اصالت فرد هم معتقد باشیم، چیزی فراتر از افرادی که اصالت دارند، به نام جامعه وجود دارد. همچنین جامعه که دارای وجودی غیر از وجود افراد است در بستر زمان در حال حرکت است و این تحرک در ذاتش نهفته است و در ثانی حرکت این پدیده در بستر زمان، یک حرکت تکاملی و به‌سوی پیشرفت است. اگر این سه اصل را بپذیریم آن‌وقت اصلاح در متن تاریخ و جامعه وجود خواهد داشت.

من می‌خواهم به‌عنوان یک انسان موحد مسلمان به مسئله اصلاحات نگاه کنم و بگویم که تاریخ برای خود اصالتی دارد البته نه به معنایی که تاریخ‌گرایان مطرح می‌کند بلکه به‌عنوان یک موحد که بنیاد فکری و فلسفی‌اش سنخیتی با دیدگاه‌های اسلامی دارد می‌گویم که هم برای تاریخ نوعی اصالت وجود دارد در بینش توحیدی ما و هم اینکه حرکت تاریخ تکاملی است. در ادیان توحیدی چه در مسیحیت و چه در اسلام که مسئله مهدویت مطرح می‌شود در واقع نگاهی دارد به آینده تاریخ و دوران کمال تاریخ بشری و در تقریبا در تمام ادیان توحیدی این مسئله که حرکت تاریخ، حرکت تکاملی است، متحد هستند.

به عبارت دیگر علاوه بر تاثیری که انسان در زندگی، جامعه و کارش دارد یک اراده نیرومندتری حاکم است بر موجودی به نام جامعه که مشیت الهی نام دارد. ما از این دیدگاه تاریخ را دارای حرکت می‌دانیم و این حرکت یک حرکت تکاملی و تدریجی است و این یعنی اصلاح، یعنی تاریخ همواره به‌سوی صلاح گام برمی‌دارد و اصلاحات در متن تاریخ نهفته است و اراده باری‌تعالی هم بر اصلاح گام‌به‌گام جامعه بشری تا رسیدن به مرحله کمال، در حرکت است. به این معنا حتی انقلاب‌های اصیل نیز مقطعی از این حرکت اصلاحی هستند در واقع گاهی حرکت اصلاحی شتاب بیشتری به خود می‌گیرد و به‌صورت انقلاب رخ می‌نماید، گاهی هم کم شتاب تر است و گاهی هم دچار موانع شده و به تاخیر می‌افتد اما این موارد گذرا هستند و جامعه پس از گذار از آن، مجدداً به‌سوی کمال گام برمی‌دارد.

ما وقتی که می‌گوییم اصلاحات در کدام جامعه و با چه شرایط تاریخی و جغرافیایی و در چه مقطع زمانی نهفته است؟ ما جامعه ایرانی هستیم با تاریخ و جغرافیای خاص خود و از این جهت با جوامع دیگری که هستند متفاوت هستیم. اصلاحات امر وسیعی است اما ما بیشتر به آن بخش از اصلاحات توجه داریم که به عرصه حیات سیاسی مربوط می‌شود و اینجا سیاست را همه وجود حیات اجتماعی از فرهنگ گرفته تا اقتصاد درنظر می‌گیریم.

من معتقدم که اصلاحات با این جغرافیایی که مشخص شد، یک پدیده‌ای است در عینیت جامعه ما. اگر حرکت ۲۰۰ ساله جامعه  ما را در نظر بگیرید در متن آن، چیزی که از همه بارزتر است، اصلاح‌طلبی است. این پدیده که اسمش را اصلاحات می‌گذاریم برای این جامعه مقتضای یک سیر تکاملی است و به جامعه تحمیل نشده است بلکه جامعه ما در مسیر تکاملی‌اش به این رشد رسیده است و پدیده اصلاحات در آن تجلی پیدا کرده است و تماس جامعه ایرانی با غرب جدید نیز در این زمینه تاثیرگذار بوده است. گاهی اثر منفی داشته و گاهی اثر مثبت و ما وقتی با تحولات غرب آشنا شدیم به دنبالش پرسش‌هایی شکل گرفت و در ادامه جنبش‌ها و حرکت‌هایی جدیدی هم در جامعه ما ایجاد شده است و افراد نخبه و آگاه نیز در بارور کردن این اندیشه تاثیرگذار بودند هرچند دیدگاه‌های متفاوتی هم داشته‌اند.

ما در تحولات دو قرن اخیر جامعه‌مان یک نوع اجماع در میان نخبگان و توده جامعه می‌بینیم که منجر به ایجاد یک گفتمان شده است و این پدیده که من نامش را اصلاحات می‌گذارم از سه زدگی در میان جامعه ما و نیز سه رویکرد متناظر با این زدگی، پیدا شده است. که یکی زدگی از استبداد بوده است که در همه اقشار جامعه ما اعم از دیندار، سکولار و همه اصناف و مردم به وجود آمده است و دیگری زدگی از استعمار و وابستگی به بیگانه است و در نهایت زدگی از عقب‌افتادگی است که منشأ اصلی استعمار و عقب‌افتادگی را نیز باید همان عامل استبداد دانست. جامعه ما به این نتیجه رسیده است که استبداد را نمی‌خواهد و از دخالت بیگانه در امورش احساس حقارت کرده و نیز از مقایسه وضع خودش با دنیای امروز و عقب‌افتادگی‌ای که به او تحمیل شده است زده شده.

این یک اجماع عمومی در متن وجدان تاریخی جامعه ما در دو سه قرن اخیر بوده است. سه امر متناظر هم وجود داشته است که جنبه ایجابی داشته است. اگر استبداد، نه! آزادی، آری! و آزادی به معنای حاکمیت انسان بر سرنوشت خود، اینکه انسان ارباب نداشته باشد، همچنین استقلال و رها شدن از دخالت و نفوذ بیگانه، به همراه پیشرفت، در نهایت سه امری است که روح حرکت جامعه ایرانی را در مقطع یکی دو قرن اخیر و در عرصه سیاسی اجتماعی  را تشکیل می‌دهد.

اصلاحات نیز یعنی خواستار آزادی، استقلال و پیشرفت بودن. این جامعه هویتی هم داشته و این هویت دینی است البته من منظورم این نیست که تک‌تک افراد جامعه متعهد به انجام مناسک دینی هستند. من به روح فرهنگ جامعه‌مان نگاه می‌کنم که جانمایه‌اش دین و به طور خاص اسلام است.

در این جامعه یک انقلاب رخ داده است که دقیقا مطالبه و خواست آن، همان مطالبه تاریخی دو قرن اخیر جامعه بوده. انقلابی برای آزادی، برای استقلال و برای پیشرفت. یعنی جایگزین شدن مردم به‌جای حکومت خودکامه و رها شدن از قید استیلا و نفوذ اجانب در این مملکت و زمینه‌سازی برای پیشرفت در همه عرصه‌های زندگی علمی، اقتصادی و سیاسی جامعه. و این خواسته‌های انقلاب ماست که به‌خصوص در بیانات رهبر بزرگ انقلاب ما که فراخواننده جامعه ما به اینجاست نیز مطرح شده. این انقلاب که انقلابی اصیل است چون همسو با خواست تاریخی جامعه ایران است و انقلابی یا حرکتی که ریشه در این خواست تاریخی نداشته باشد، ماندگار نخواهد بود. انقلاب ما خود را با هویت تاریخی جامعه همراه کرده و آزادی، استقلال و پیشرفت را برمبنای دین خواسته است.

از دل این انقلاب جمهوری اسلامی متولد شد. ما به‌عنوان اصلاح‌طلبان شدیدا به نتیجه این انقلاب که جمهوری اسلامی باشد، وفادار هستیم. و باید توجه داشته باشیم انقلاب اسلامی در زمانی مطرح شد که پیش و پس از آن کسانی به نام اسلام خواستار شیوه‌هایی از نظام و حکومت بودند که هیچ سازگاری با آزادی، استقلال و پیشرفت نداشت. چیزی که امروز نیز در برخی کشورهای همسایه شاهد آن هستیم و در گذشته هم در افغانستان رخ داده بود. همان‌هایی که می‌آمدند و به امام می‌گفتند که جمهوری بدعت است و در صورتی با شما همراه خواهیم بود که به‌عنوان خلیفه مسلمین با شما بیعت کنیم و جواب امام این بود که من خلیفه مسلمین نیستم، جمهوری بدعت نیست و جز به خدا و مردمی که می‌خواهند از این وضعیت نجات پیدا کنند، به کمک کسی نیاز ندارم.

امروز مطمئن باشید که ناراحتی جریاناتی مثل داعش، طالبان و دیگران از امام و انقلاب اسلامی خیلی بیشتر است تا آمریکا و اسرائیل و جریاناتی که متاسفانه در خط آن‌ها حرکت می‌کنند.

آنچه برای اصلاحات اهمیت دارد این است که ترکیب جمهوری اسلامی چگونه ترکیبی است؟ در عرصه حیات اجتماعی کدام برداشت از اسلام است که ترکیب جمهوری اسلامی را یک ترکیب متناقض نمی‌کند؟ شما در ایران امروز خودمان هم می‌بینید کسانی که تحصیل‌کرده، با معلومات و باسابقه هستند با صراحت می‌گویند که اسلام و جمهوری با هم سازگار نیست و حتی گفته می‌شود که حضرت امام هم جمهوری را قبول نداشتند و رای مردم هم هیچ تاثیری ندارد. این یک برداشت و از اسلام برداشت‌های متعددی می‌شود داشت. می‌شود از اسلام برداشتی داشت که با استبداد سازگار باشد یا حاصل کارش جز عقب‌افتادگی نباشد و با هرچه نوآوری است، مخالفت داشته باشد اما این برداشت از اسلام با جمهوری اسلامی سازگار نیست. وقتی می‌گوییم جمهوری اسلامی و اصلاحات، اسلامی را مراد می‌کنیم که معتقدیم امام هم همان را برداشت می‌کرد و جامعه ما هم همان را می‌خواهد. اسلامی که با آزادی، استقلال و پیشرفت سازگار باشد. اگر روی جمهوریت اسلامی ما تکیه می‌شود و می‌گوییم دفاع از انقلاب و حفظ و تداوم آن به این است که اسلام نه‌تنها ناسازگار با این خواست تاریخی نباشد بلکه مؤید آن باشد.

انقلاب اسلامی اوج تجلی حرکت تکاملی اصلاحی در تاریخ است و خصوصیتش این است که از آن جمهوری اسلامی متولد شد و جمهوری اسلامی یعنی همسو شدن خواست تاریخی جامعه با هویت تاریخی جامعه. جمهوری که ما مطرح می‌کنیم باید با معیارهای اسلامی مطابقت داشته باشد و اسلامی هم که امام ما مطرح کرد و جامعه هم همان را می‌خواهد، اسلامی است که با جمهوری تطابق دارد.

و در قانون اساسی ما هم به صراحت آمده است که انسان و نه مؤمن، بر سرنوشت خویش حاکم است و لازمه آن نیز آزادی بیان، اندیشه و… و توجه به رای مردم است و این جمهوری اسلامی است که اصلاحات با تمام وجود همان را می‌خواهد.

در شرایطی که از یک‌سو اسلام‌های انحرافی، آدمکش و واپس‌گرا به نام اسلام ناب مطرح شده است و از سوی دیگر اسلام هراسی که آمده است ما به‌عنوان پایبندان انقلاب اسلامی و احترام‌گذارندگان به رهبری امام و افتخارکنندگان به جمهوری اسلامی حرف برای دنیا داریم و اگر این گفتمان و سخنان برای مردم جهان گفته می‌شد، مصر و لیبی و… دچار چنین وضعیتی می‌شدند که جوانانی که انقلاب کرده‌اند از ترس سلطه اسلام ارتجاعی، آدمکش و انحرافی به کودتای نظامیان تن در دهند؟

درنهایت باید بگویم اصلاحات چیزی نیست جز تایید جمهوری اسلامی، اعتقاد به انسان آزاد، برابر و دارای حقوق اساسی و خواستار بودن استقلال جامعه از هرگونه وابستگی و استیلای بیگانه و نیز فراخواننده جامعه به پیشرفت در تمام زمینه‌ها و دل‌بستگی و پایبندی شدید به اسلام سازگار با این موارد که پشتوانه و تضمین‌کننده پایداری این امور در جامعه است.

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.