اخلاق در مبانی فقه ما ضعیف شده است | بنیاد باران
Friday, 23 August , 2019
امروز : جمعه، ۱ شهریور ، ۱۳۹۸ - 22 ذو الحجة 1440
  پرینت تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۶:۳۷ | 106 بازدید |

هادی سروش در نشست ۱۳۴ماهانه بنیاد باران:

اخلاق در مبانی فقه ما ضعیف شده است

اجازه دهید به عنوان یک حوزوی عرض کنم بسیار متأسفیم که اخلاق در مبانی فقه ما ضعیف شده. امیدواریم اندیشمندان فقیه ما صفحه نویی در اخلاق ورق بزنند که کاملا استوار بر چارچوب‌های دقیق و عمیق فقهی باشد.
اخلاق در مبانی فقه ما ضعیف شده است

نشست‌های ماهانه-پایگاه تحلیلی بنیاد باران: ۱۳۴مین نشست تخصصی ماهانه بنیاد باران با سخنرانی هادی سروش، در ماه رمضان در محل مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن برگزار شد. در ادامه متن کامل سخنرانی وی آمده است:
نگاه متفاوتی می‌توان به عبادت داشت. شاید رایج‌ترین نگاه، نگاه خائفانه و تاجرانه باشد که به قول استاد ما، آقای جوادی آملی، اگر این نگاه از عباد‌ت‌ها برداشته شود، معلوم نیست که چند نفر و چه تعداد از انسان‌ها اصلا نماز بخوانند. ایشان می‌فرمودند فاصله بین نماز صبح و نماز شب چند دقیقه است؟ برای نماز صبح خیلی‌ها بلند می‌شوند، اما برای نماز شب چند نفر بلند می‌شوند؟ چرا؟ به خاطر همان نگاه است که عرض شد. نگاه به سمت ثواب و عقاب. این نگاه در میان توده مردم مؤثر است. بعد از تجارت، سطح دومی که ائمه از عبادت معرفی فرمودند، حکمت است. طبیعتا جمع کم‌تری اینجا حضور دارند. ابن‌بابویه قمی که ثواب‌الاعمال را نوشته، کتابی هم با عنوان علل‌الشرایع دارد که برای سطح بالاتر جامعه است و در آن از حکمت نماز، قبله، رکعات نماز، قنوت، ماه مبارک و حکمت صیام می‌گوید. این هم یک سطح از ارزیابی عبادت است. این هم غلط نیست. کامل نیست. همان طور که نگاه تجارت کامل نیست، نگاه حکمت هم به عبادت، کامل نیست چون بخشی از عبادات ما تعبد است. گاهی تعبد قابل تعریف حکیمانه نیستقابل شهود عارفانه هست، اما شاید قابل تعریف حکمت و حکیمانه نباشد. گرچه صدرالمتألهین در این زمینه زحمت‌هایی را متقبل شد تا مسیر حکمت در عبادت را باز کند که نمونه‌اش را تقدیم خواهم کرد. اما ارزیابی سوم همان است که در موضوع سخن امروز آمد؛ عبادت، به دید احسان. یعنی عبادت از روزنه احسان ارزیابی شود. این نگاه برای خواص جامعه است. ثواب را همه متوجه می‌شوند. حکمت را عده‌ای متوجه می‌شوند، علت‌یابی‌ها را عده‌ای دنبال می‌کنند. اما از مسیر عبادت به احسان راه پیدا کردن،‌ آن هم احسان قرآنی، کار هرکسی نیست. لذا شما جوامع حدیثی را که بررسی کنید، متوجه می‌شوید در این بخش سوم حدیث بسیار کم داریم. پس این نگاه را ما از کجا استخراج کردیم؟ از ادعیه‌ امامان و مشخصا از صحیفه‌ سجادیه. به قول امام بزرگوار، ائمه در دعا، مافوق سطح افکار با خدا صحبت می‌کردند. مثلا دعای ۴۴ صحیفه‌ سجادیه که دعای ورود به ماه رمضان است را ملاحظه بفرمایید. گرچه معمولا دعای ۴۵ صحیفه معروف‌تر است که دعای وداع امام سجاد با ماه رمضان است. شما در این دو دعا، ذره‌ای سخن از ثواب نمی‌بینید. کلامی از حکمت عبادت نمی‌بینید. آنجا شهود است. رسیدن به متن عبادت است. عبارت امام سجاد در دعای ۴۴ این است: الحمدلله الذی سبّلنا فی سُبل احسانه. بحث بهشت نیست. بحث جهنم نیست. خدایا تو را شکر، من را لایق دانستی، مرا در مسیر احسان قرار دادی. ومن تلک السبل شهر رمضان. نکته‌ دقیق فرمایش امام سجاد این است، نمی‌فرماید من تلک السبل شهر رمضان. اول ضمیر می‌آید، بعد اسم ظاهر می‌آید. آیا رمضان الکریم است؟ اینجا اضافه شکل گرفته. مضاف و مضاف الیه داریم. دوستانی که به ادبیات عرب مسلط‌اند می‌دانند در اضافه،‌ تغییر، تبدیل و انتقال وجود دارد. وقتی می‌شود شهرالله، یعنی همه‌ چیز او خداست. این آموزه‌ امام سجاد، نه در سطح عبادت ثواب‌العمال شیخ صدوق است و نه در سطح علل‌الشرایع. باید چراغ قوه انداخت در ۱۱۰ جلد بحار علامه مجلسی، شاید بعضی از روایات در این افق را بتوان پیدا کرد. اما در ادعیه وجود دارد. چون آن‌ها با خدا حرف می‌زنند. احسان چیست؟ مثلا ما هدیه‌ای به کسی می‌دهیم. این معنای فارسی احسان است. به لغت‌نامه دهخدا رجوع کنید، می‌گوید احسان یعنی نیکی. اما معنای احسانی که در ادبیات و فرهنگ قرآن و ادعیه آمده، متفاوت است. اجازه دهید احسان را با خود قرآن معنا کنیم و ببینیم احسان چیست؟ آیه‌ سیزدهم سوره‌ مائده، احسان را معنا می‌کند. فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَهً ۖ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ ۚ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَهٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ. معنای احسان این است و محسنین این‌گونه‌اند. اولا اهل گذشت‌اند. این خیلی سخت است. مخصوصا گذشت در قدرت خیلی سخت است. پهلوانی می‌خواهد، انسان بگذرد. متفکرین اسلامی در کلمه‌ واصفح سخنان بسیار پردامنه‌ای گفته‌اند. این سؤال که اهل احسان، اهل صفح‌اند، یعنی چه، در زمان ائمه هم بوده. از ائمه سؤال کردند، صفح یعنی چه؟ معنای آن چیست؟ فرمودند صفح به معنای متابعت است. اما عرض کردم روایات به اندازه‌ کشش و فهم مخاطب صادر شده. ما می‌گوییم صفحه مثل صفحه‌ کاغذ. اهل احسان کسانی‌اند که نه تنها گذشت می‌کنند، بلکه صفحه‌ای میزنند و ورقی می‌زنند و کل آن ورق گذشته را در صفحه‌ جدید می‌پوشانند. از گذشته منفی شخص، دیگر چیزی پدیدار نیست. ذره‌ای از او دیده نمی‌شود. تعبیر زیبای قرآن این است. محسنین، گذشته را فراموش می‌کنند و ورق جدیدی می‌زنند. ماه مبارک رمضان، از دیدگاه امام سجاد (ع) احسان است. احسان یعنی عفو. احسان یعنی صفح. یعنی ورق خوردن و جدید شدن. لذا امثال سید ابن طاووس، ماه رمضان را اول سال خودشان قرار می‌دادند. گذشته را نگاه نمی‌کردند. عمر برای آنها جدید بود. اصلا در ماه مبارک عمر جدیدی برای خودشان می‌بینند. این نگاه به ماه رمضان است که لازم نیست شما با توپ و تشر و شلاق کسی را روزه‌گیر کنید. این نگاه، همه را رمضانی می‌کند. یک تعبیر خیلی بلندی در همین دعای ۴۴ امام سجاد (ع) آمده، بسیار نو است. همه‌ ما، عوام و خواص، تصورمان این است وقتی ماه رمضان می‌آید، با انبوهی از فضایل و برکات به سمت ما می‌آید،‌ ما به قدر وسع و توان و معنویت خودمان از ماه رمضان بهره می‌بریم. مگر غیر از این است؟‌ آیا غیر از می‌توان تصوری از ماه رمضان داشت؟ خیر. پیغمبر (ص) هم فرمودند: قد اقبل علیکم شهر الله بالبرکه و الرحمه و المغفره. با یک بار پر از معنویت، ماه رمضان به سمت شما می‌آید. یعنی ماه رمضان رحمت دارد، مغفرت دارد، برکت دارد. اما اجازه دهید عرض کنم این بیان برای توده مردم است. برای سطح متوسط جامعه است. امام سجاد (ع) در این دعا در سطح بالاتری سخن می‌گویند و معتقدند اساسا ماه رمضان، خالی است و خود باید آن را پر کنیم. این تعبیر بسیار تعبیر نو و عارفانه‌ای است. عبارت امام سجاد (ع) را ببینید، متوجه می‌شوید راهی از حکمت و دیدگاه امثال صدرالمتألهین پیش روی ما باز می‌شود تا این مسیر را برای ما عقلانی کند. عبارت صحیفه‌ سجادیه این است: خدایا ماه رمضان را از عبادت من مشحون کن. پس خالی است. به قول علامه طباطبایی استعداد صرف است که خود باید آن را پر کنیم. چقدر این تعبیر بلند است. امیدوارم بتوانم اصل مطلب را منتقل کنم. بعضی عمری بر آنها می‌گذرد و ماه رمضان‌شان خالی است و از این دنیا می‌روند و اتفاقی نمی‌افتد. بعضی‌ها هر سال ماه رمضان را پرتر کردند. ماه رمضان ماه دعاست و انس با این معارف. در طول سال، مشغله‌ها نمی‌گذارد. مثل آیه‌ای که در قرآن داریم: انّ لک فی النهار سبحا طویلا. این آیه خطاب به پیغمبر (ص) است که می‌‌گوید چون روز برای تو پرمشغله است، زمانی از شب را برای عبادت قرار بده. برای ما کل طول ۱۱ ماه، سبحا طویلا و پرمشغله‌ است. یک ماه مبارک باقی می‌ماند برای معنویت.
جمله‌ی بعدی امام سجاد جالب‌تر و نوتر است. و زین اوقاته بطاعتنا لک. ماه مبارک به خودی خود زینت ندارد. زینت‌اش اعمال شما مؤمنین است. خدایا این ماه مبارک را با اعمال من که اطاعت از توست، زیبا کن. کسانی که فلسفه خوانده باشند، می دانند ارسطو و پیروانش یعنی مشایین زمان را ظرف حرکت معرفی کرده‌اند. اما صدرالمتألهین در دیدگاه حکمت متعالیه، زمان را در امتداد وجود قرار داده. صفت وجود و در پرتو وجود قرار داده. یعنی زمان صفت وجود شما می‌شود. من دیگر بیشتر این بحث را ادامه نمی‌دهم، چون خسته‌‌کننده می‌شود. ماه مبارک رمضان، زمان است. این زمان باید صفت وجودی و در امتداد وجود من و شما قرار بگیرد. اینجاست که امام سجاد می‌فرماید ماه رمضان خالی است، شما پرش کنید. ماه رمضان زینت ندارد، شما زینت کنید. همان نکته‌ای که ابتدا عرض کردم دیدگاه صدرالمتألهین این دیدگاه امام سجاد را استدلالی می‌کند. چون در امتداد وجود من است، ماه رمضان در پرتو وجود من است. من می‌توانم روی ماه مبارک رمضان تأثیرگذار باشم. با عبادت و اطاعت آن را پر کنم و زینت ببخشم. چه عبادتی؟ در همین دعای ۴۴ صحیفه سجادیه عبادت‌ها معرفی شده‌اند. اولا روزه است. این که روشن است. روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان توضیحی ندارد. دومین عبادت که در ماه مبارک رمضان امام سجاد (ع) به آن توصیه کرده‌اند، قرآن است. خیلی متأسفیم که حق قرآن را ادا نکردیم. هر یک از ما و هر مسلمانی با هر دیدگاهی به قرآن نزدیک شود، برکت آن را در زندگی‌اش می‌بیند. من محضر یکی از عزیزان که راضی نیست نام‌اش را ببرم اما حتما معرف حضور شما هستند، بودم و شنیدم که خوابی را از علامه طباطبایی نقل کردند. ایشان در عالم خواب علامه‌ طباطبایی را دیده بودند و از علامه طباطبایی درخواستی کردمه بودند. علامه هم کاغذی نوشته و به ایشان داده بودند. متن کاغذ را نگاه کرده و دیده بودند در آن سفارش به تلاوت قرآن، روزانه یا شب‌ها بوده. می‌گفتند این کاغذ، نور عجیبی داشت. همان لحظه از خواب بلند شدم. آنقدر این خواب برای من عینیت داشت که نمی‌دانم در بیداری بود یا خواب. ایشان می‌فرمودند من دورم را نگاه می‌کردم ببینم اطرافم کاغذی نیست؟ آنقدر عینیت داشت. هرکسی که با قرآن انس پیدا کند، در زندگی، نگاه و تفکرش تغییر بوجود می‌آید و در برکت وجودی او اثر می‌گذارد. در قرآن از ما چه خواسته‌اند؟ خواسته‌اند قرآن را تلاوت کنیم. من به المیزان مراجعه کردم و دیدم تلاوت را معنا کرده است: چینش کلمات کنار یکدیگر. در کتاب‌های اخلاقی نگاه کردم، گفتند قرآن که می‌خوانی آیه را ببین، ترجمه‌اش را ببین، اگر تسلط بر زبان عربی نداری، تأملی کن و از آن آیه تبعیت کن. درست، اما اجازه دهید این مطلب نو را هم امروز عرض کنم که تلاوت هردوی اینها هست اما بالاتر از اینهاست. تلاوت از ماده‌ی تلو است. یعنی خودتان را تلو، پهلوی قرآن قرار دهید. در متن حقیقت آیه خودتان را قرار دهید. چقدر از این نوع تلاوت‌ها در ماه رمضان داریم؟ بزرگانی مثل علامه حسن‌زاده‌ آملی که ما در محضر ایشان عرفان می‌خواندیم، می‌فرمودند شبی از شب‌های ماه رمضان قرآن تلاوت می‌کردم، نه قرائت. به این آیه رسیدم: ورفعناه مکانا علیّا. آیه‌ای که در مورد ادریس (ع) است. ایشان می‌گفتند خودم را در متن این آیه دیدم. چیزهایی گفتند که در آن محفل خصوصی قابل طرح بود. منظور اینکه از ما خواستند که قرآن «تلاوت» کنیم، به همین معنا. هم‌چنین از ما در ماه مبارک رمضان خواستند که دعا بخوانیم. دعا کنیم، حاجتی را بگیریم و… اما اجازه دهید باز هم دعا را با نگاه دیگری خدمت شما عرضه کنم. نگاهی که برآمده از نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین است. امیرالمؤمنین به امام حسن مجتبی (ع) فرمودند دعا را کم حساب نکن عزیزم، تمام افکار ما در دعا این است که آیا این دعا مستجاب می‌شود یا نمی‌شود. اما امام دست ما را گرفتند تا ما را بالاتر ببرند. ایشان فرمودند اهمیت دعا این است که به شما اجازه می‌دهد به خزائن غیب الهی نزدیک شوید. این مهم است، نه اینکه مستجاب بشود یا نشود. به قول امام که در شرح دعای سحر می‌گفتند هر دعایی مستجاب است، چون به شما اجازه دادند به عنوان یک عبد به خزائن الهی نزدیک شوید. با این نگاه انسان دوست دارد مدام دعا کند. اگر دعا، نزدیک شدن به خزائن غیب الهی است که هر لحظه هرچه بیشتر، بهتر. در دعای سحرمی‌خوانیم اللهم انی اسئلک من مسائلک بهاحبها الیک. خدایا از تو می‌خواهم آن خواسته‌هایی که پیش تو محبوب‌تر است. بلافاصله امام باقر (ع) جمله را بر می‌گرداند. وکلُّ مسائلک حبیبه و کل مسائلک الیک حبیبه. مگر می‌شود دعا پیش خدا محبوب نباشد؟ همه‌اش هست. با این نگاه از ما دعا خواستند.
با این نگاه به دعا و ماه رمضان و روزه و تلاوت قرآن، می‌توان اخلاق را زنده کرد. اخلاق همان درد آشنای همه ما در این جهان است. بسیار متأسفیم که اخلاق کم‌رنگ شده. اجازه دهید به عنوان یک حوزوی عرض کنم بسیار متأسفیم که اخلاق در مبانی فقه ما هم ضعیف شده. امیدواریم اندیشمندان فقیه ما ورق نویی در فقه بزنند و کاملا استوار بر چارچوب‌های دقیق و عمیق، از اخلاق در فقه بگویند. امام سجاد (ع) در همین دعا از اخلاق فردی و جمعی هم می‌فرمایند. در بعد فردی، می‌فرمایند خدایا در این ماه رمضان یک حالی به من بده تا موفق باشم، تباهی‌های من کم شود. این در اخلاق فردی. اما عرفان اهل بیت، عرفان صوفیانه نیست که مربوط به خود و خودگرا باشد، اینها خودشان را در بیرون و با همه می‌بینند. در بعد خانوادگی هم فرمودند خدایا در این ماه رمضان، موفقم کن نسبت به خویشانم، روی خوش بهتری داشته باشم. بعد شهروندی هم در ادامه‌ دعا آمده است. توفیقی بده من نسبت به همراهان، شهروندان و همسایگان خودم، در بالاترین درجه‌ی فضل و اعطا باشم. ملاحظه می‌کنید اکثر دعا در بعد سیاسی و اجتماعی است. توجه کنید صحیفه‌ سجادیه برای دوران امامت امیرالمؤمنین نیست که دوران حکومت امام باشد. خیر، حکومت دست بنی‌امیه است و همه چیز در دست بنی‌امیه است. حالا ببینید در همین فضای سنگین سیاسی، امام سجاد (ع) در ماه مبارک رمضان خواسته‌اش از خدا چیست؟ واَن نراجع من هاجرنا. خدایا در این ماه رمضان یک توفیقی بده آنهایی که از من بریدند، من به آنها وصل شوم.
واقعا دنیا باید بیایید و امام سجاد و صحیفه‌ سجادیه ما را بشناسد. اسلام آن چیزی نیست که برخی هم‌لباسان من آن را معرفی می‌کنند. اسلام، صحیفه سجادیه است. اسلام، قرآن است. خدایا ماه رمضان ورق را برای من عوض کن. پر شود از چه؟ من با آنهایی که نسبت به من ستم کردند، انصاف داشته باشم. جامعه شیعه‌ امام سجاد این طوری است؟ ان ننصف من ظلمنا؟ ما با ظالمان نسبت به خودمان، با انصاف مواجه می‌شویم؟ و ان نسالم من عدانا. توفیق و روحیه‌ای به من بده تا بتوانم آنهایی که دشمنی با من کردند، با روحیه‌ مسالمت‌آمیز تعامل کنم. این می‌شود اخلاق. همانطور که مطرح شد شما با اعمال خود و رفتار خود و اخلاق خود باید ماه رمضان را پر ‌کنید و آن را زینت ببخشید و این ماه مبارک را در امتداد وجود خودتان قرار دهید تا با وجود شما و هستی شما متحد شود. با آنچه در ماه مبارک از فاضیل و کمالات پر کردید، آن موقع انسان می‌تواند به لقاء حق نائل شود.
در پایان و به جهت حسن ختام، دعایی که همه‌ شما می‌دانید و ‌بزرگان ما نقل کردند را می‌خوانم. دعایی که می‌گویند پیامبر در ماه رمضان بعد از هر نمازی آن را می‌خواندند. من سه یا چهار فقره‌اش را می‌خوانم و ان‌شاءالله مستجاب شود. فرازهایی انتخاب کردم که کاملا متناسب با نیاز جامعه‌ و افکار عمومی ماست.
اللهم اغن کل فقیر. اللهم فرج عن کل مکروب. اللهم فک کل اسیر. با زبانی که به افطار نزدیک می‌شویم، آمین بگویید. اهل بیت (علیهم‌السلام) افطار به لحظه لقاء الله تشبیه کرده‌اند. همه خواسته‌ها را در نظر بگیرید: اللهم فک کل اسیر. اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین.
پایان پیام

|
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.